مصدر:
to yawnگذشتهی ساده:
yawnedشکل سوم:
yawnedسومشخص مفرد:
yawnsوجه وصفی حال:
yawningشکل جمع:
yawnsدهندره کردن، خمیازه کشیدن، با حال خمیازه سخن گفتن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
She yawned and went to sleep.
خمیازه کشید و به خواب رفت.
He tried to hide his boredom, but he couldn't stop yawning during the meeting.
او تلاش کرد کسالت خود را پنهان کند، اما نتوانست جلوی دهاندره کردن خود را در طول جلسه بگیرد.
دهندره، خمیازه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I tried to stifle my yawn.
سعی کردم جلو خمیازهی خود را بگیرم.
A giant yawn escaped him before he could cover his mouth.
پیش از آنکه بتواند جلوی دهانش را بگیرد، دهندرهی بزرگی از او سر زد.
ادبی شکاف بزرگی داشتن (بسیار عمیق یا وسیع بودن یک فضا یا شکاف)
a yawning gap
شکاف پهناور
The yawning pit which appeared in front of her.
گودال گشایندهای که در جلو او ظاهر شد.
عامیانه چیز بسیار کسلکننده (رویدادی که به شدت بینمک و خستهکننده است)
The new documentary about rocks was an absolute yawn from start to finish.
مستند جدید دربارهی سنگها از ابتدا تا انتها یک چیز کاملا کسلکننده بود.
I thought his latest book was going to be exciting, but it turned out to be a bit of yawn.
فکر میکردم که کتاب اخیر او هیجانانگیز باشد، اما معلوم شد که کمی خستهکننده است.
گذشتهی ساده yawn در زبان انگلیسی yawned است.
شکل سوم yawn در زبان انگلیسی yawned است.
شکل جمع yawn در زبان انگلیسی yawns است.
وجه وصفی حال yawn در زبان انگلیسی yawning است.
سومشخص مفرد yawn در زبان انگلیسی yawns است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «yawn» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/yawn