آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Tiring

      ˈtaɪrɪŋ ˈtaɪərɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      tired

      شکل سوم:

      tired

      سوم‌شخص مفرد:

      tires

      معنی tiring | جمله با tiring

      adjective B1

      خسته‌کننده، ملال‌آور، ملال‌انگیز، طاقت‌فرسا، توان‌فرسا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The journey was really tiring.

      سفر به‌راستی طاقت‌فرسا و خسته‌کننده بود.

      I've had a very tiring day.

      روز بسیار ملال‌انگیزی داشته‌ام.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tiring

      1. adjective causing fatigue
        Synonyms:
        exhausting draining demanding wearying taxing fatiguing exacting
      1. verb deplete
        Synonyms:
        exhausting wearying sapping boring
      1. verb exhaust or get tired through overuse or great strain or stress
        Synonyms:
        wearing fatiguing wearying outwearing
        Antonyms:
        energizing invigorating refreshing interesting
      1. verb lose interest or become bored with something or somebody
        Synonyms:
        boring wearing exhausting draining fatiguing flagging weakening enervating taxing irking exasperating lagging overworking banding rimming recapping

      لغات هم‌خانواده tiring

      noun
      tiredness
      adjective
      tired, tireless, tiresome, tiring
      verb - transitive
      tire
      adverb
      tirelessly

      سوال‌های رایج tiring

      گذشته‌ی ساده tiring چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده tiring در زبان انگلیسی tired است.

      شکل سوم tiring چی میشه؟

      شکل سوم tiring در زبان انگلیسی tired است.

      سوم‌شخص مفرد tiring چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد tiring در زبان انگلیسی tires است.

      ارجاع به لغت tiring

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tiring» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tiring

      لغات نزدیک tiring

      • - tiresome
      • - tirewoman
      • - tiring
      • - tiring house
      • - tiring journey
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      sievert calisthenic good nature thankfulness temptress temerity telepathy telefilm teenage magazine Tue bamboo supreme court survivance fiber internal برزیل کوه‌نوردی برف‌پاک‌کن برکه گوشت گوسفند بزرگتر بطلمیوس بلندگو بلندپرواز بندر بنزین به تنهایی دامپزشک کشور محکم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.