سلامت روان تحلیلبرنده، فرساینده یا چیزی که بهتدریج انرژی، توان، انگیزه یا قدرت را کاهش میدهد
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سلامت روان
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Months of uncertainty had a sapping effect on morale.
ماهها بلاتکلیفی تأثیری فرساینده بر روحیه داشت.
Stress is sapping her confidence.
استرس دارد بهتدریج اعتمادبهنفس او را از بین میبرد.
The long journey was sapping their energy.
سفر طولانی داشت انرژی آنها را تحلیل میبرد.
The hot weather was sapping his strength.
هوای گرم داشت کمکم توان او را تحلیل میبرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «sapping» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sapping