آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ مرداد ۱۴۰۵

      Wardrobe

      ˈwɔːrdroʊb ˈwɔːdrəʊb

      شکل جمع:

      wardrobes

      معنی wardrobe | جمله با wardrobe

      noun countable B1

      انگلیسی بریتانیایی کمد لباس، جالباسی

      CEFR
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج ۳۰ سوال · رایگان · نتیجه فوری
      شروع تست

      During the lecture on interior design, the professor discussed various types of built-in wardrobe systems that optimize space in small apartments.

      در طول سخنرانی در مورد طراحی داخلی، استاد انواع مختلف سیستم‌های کمد لباس توکار را که فضا را در آپارتمان‌های کوچک بهینه می‌کنند، مورد بحث قرار داد.

      Many modern furniture manufacturers are focusing on modular wardrobe designs that can be customized to fit different room dimensions and user needs.

      بسیاری از تولیدکنندگان مبلمان مدرن بر طراحی‌های کمد لباس پیش‌ساخته تمرکز می‌کنند که می‌توانند برای مطابقت با ابعاد اتاق‌های مختلف و نیازهای کاربران سفارشی شوند.

      noun countable B1

      پوشاک رخت‌ولباس، جامه‌ها، پوشاک

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      After the fire, she had to buy a new wardrobe.

      پس‌از آتش‌سوزی مجبور شد رخت‌ولباس تازه بخرد.

      a spring wardrobe

      پوشاک بهاره

      noun uncountable B2

      سینما و تئاتر اتاق جامه‌، اتاق لباس‌ها (در تئاتر یا فیلم)

      The efficiency of a film production's wardrobe department is paramount to maintaining continuity and authenticity across numerous scenes and character changes.

      کارایی بخش اتاق جامه‌ در ساخت فیلم برای حفظ تداوم و اصالت در صحنه‌های متعدد و تغییرات شخصیت بسیار مهم است.

      During the lecture, the professor elaborated on the evolution of theatrical production, noting how the backstage wardrobe department plays a critical role in character development through costume design.

      در طول سخنرانی، استاد به‌تفصیل در مورد تکامل تولیدات تئاتری توضیح داد و اشاره کرد که چگونه بخش اتاق جامه‌ها در پشت صحنه نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت ازطریق طراحی لباس ایفا می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wardrobe

      1. noun clothes or furniture for storing clothes
        Synonyms:
        clothes clothing apparel attire garments outfits costumes ensembles suits drapes duds threads togs vestments rags weeds closet locker cupboard chest dresser bureau commode chiffonier buffet trunk trousseau toggery dry goods

      سوال‌های رایج wardrobe

      شکل جمع wardrobe چی میشه؟

      شکل جمع wardrobe در زبان انگلیسی wardrobes است.

      ارجاع به لغت wardrobe

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wardrobe» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wardrobe

      لغات نزدیک wardrobe

      • - wardership
      • - wardress
      • - wardrobe
      • - wardrobe trunk
      • - wardroom
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      foxglove aster forget-me-not lily of the valley hibiscus cyclamen freesia sweet pea verbena primrose heather rhododendron lotus violet calendula فرار از زندان فرقه فرهیخته شدن فلفل قرمز فلک فن قلیایی کردن لاما لامع مصیبت من‌بعد نالازم هماتیت هورمون وبینار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.