آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ آذر ۱۴۰۴

      Journey

      ˈdʒɜrːni ˈdʒɜːni

      گذشته‌ی ساده:

      journeyed

      شکل سوم:

      journeyed

      سوم‌شخص مفرد:

      journeys

      وجه وصفی حال:

      journeying

      شکل جمع:

      journeys

      معنی journey | جمله با journey

      noun countable A2

      سفر سفر، مسافرت، سیاحت (به‌ویژه با خودرو)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سفر

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      They went on a journey across Europe last summer.

      آن‌ها تابستان گذشته به سفری در سراسر اروپا رفتند.

      We planned a journey through the mountains to see the hidden villages.

      ما سفری از میان کوه‌ها برنامه‌ریزی کردیم تا روستاهای مخفی را ببینیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      go on a journey

      به سفر رفتن، در سفر بودن

      come on a journey

      سفری به اینجا آمدن

      noun countable

      مسیر، راه، سفر (تجارب شخصی در بازه‌ی زمانی مشخص)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      Her journey of self-discovery inspired many people.

      مسیر رشد شخصی او، الهام‌بخش بسیاری از مردم شد.

      Life is like a journey with an unknown destination.

      زندگی مانند سفری با مقصد نامشخص است.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی دفتر پیشرفت، دفتر یادگیری (در مدرسه)

      Keeping a learning journey helps students track their progress over time.

      داشتن دفتر یادگیری به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا پیشرفت خود را درطول زمان دنبال کنند.

      Parents were invited to look through their child’s learning journey.

      والدین برای مشاهده‌ی دفتر پیشرفت فرزندشان دعوت شدند.

      verb - intransitive

      ادبی سفر سفر کردن، مسافرت کردن

      He journeyed by sea before reaching the island.

      پیش‌از رسیدن به جزیره، از راه دریا سفر کرد.

      The explorers journeyed through unknown lands.

      کاوشگران در سرزمین‌های ناشناخته سفر کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد journey

      1. noun excursion
        Synonyms:
        trip tour outing visit adventure travel drive run passage expedition hike ramble stroll jaunt progress crossing march circuit route exploration patrol safari trek beat course voyage pilgrimage odyssey transit roaming wandering airing constitutional peregrination promenade quest traverse campaign range saunter venture itinerary sally tramp caravan sojourn vagabondage traveling wayfaring migration survey transmigration vagrancy
      1. verb travel
        Synonyms:
        go pass proceed tour trek cruise roam wander range fly voyage ramble traverse repair jet safari peregrinate go places take a trip push on rove wend jaunt hie knock about globe trot circuit junket
        Antonyms:
        stay wait

      Collocations

      journey ended

      سفر به پایان رسید

      outward journey

      سفر رفت

      overnight journey

      سفر یک شبه

      return journey

      سفر برگشت

      safe journey

      سفر به سلامت

      Collocations بیشتر

      tiring journey

      سفر خسته کننده

      journey arduous jot down

      یادداشت کردن جزئیات سفر دشوار

      arduous journey

      سفر دشوار، سفر طاقت‌فرسا

      leg of a journey

      بخشی از سفر

      break the journey

      توقف در طول سفر

      سوال‌های رایج journey

      گذشته‌ی ساده journey چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده journey در زبان انگلیسی journeyed است.

      شکل سوم journey چی میشه؟

      شکل سوم journey در زبان انگلیسی journeyed است.

      شکل جمع journey چی میشه؟

      شکل جمع journey در زبان انگلیسی journeys است.

      وجه وصفی حال journey چی میشه؟

      وجه وصفی حال journey در زبان انگلیسی journeying است.

      سوم‌شخص مفرد journey چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد journey در زبان انگلیسی journeys است.

      ارجاع به لغت journey

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «journey» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/journey

      لغات نزدیک journey

      • - journalistic
      • - journalize
      • - journey
      • - journey arduous jot down
      • - journey ended
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jack kilo l imido floral cross-platform I/O fire truck AFC observant dirty pool schizo pros and cons fault line encounter ریزتپه زنجیر کوچک زودآشنا ساگو ستهم شدن ستون‌پایه سعد اصغر سفته‌ی عندالمطالبه سلسله‌ی جبال سورئالیسم سوسکچه سیل برق‌آسا سیلیکازدگی شنودپذیر شکیبیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.