آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ شهریور ۱۴۰۴

    Journey Ended

    معنی journey ended | جمله با journey ended

    collocation

    سفر به پایان رسید

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های متوسط

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    The journey ended at the ancient ruins.

    سفر در ویرانه‌های باستانی به پایان رسید.

    After many weeks, their arduous journey ended.

    پس از هفته‌ها، سفر دشوار آنها به پایان رسید.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج journey ended

    معنی journey ended به فارسی چی می‌شه؟

    عبارت journey ended در زبان فارسی به «سفر به پایان رسید» ترجمه می‌شود.

    این عبارت به لحظه یا مرحله‌ای اشاره دارد که یک سفر، چه واقعی و فیزیکی و چه استعاری و ذهنی، به اتمام می‌رسد. پایان سفر می‌تواند تجربه‌ای از دستاورد، آرامش، تغییر یا حتی بازنگری در مسیر زندگی باشد و همواره با احساسات متنوعی مانند رضایت، خستگی، شگفتی یا حتی دلتنگی همراه است.

    از منظر ادبی و فرهنگی، «سفر به پایان رسید» یکی از مضامین رایج در داستان‌ها، رمان‌ها و شعرهاست. نویسندگان اغلب سفر را نمادی از رشد، تغییر و مواجهه با چالش‌ها می‌دانند و پایان آن نقطه‌ای است که شخصیت‌ها به اهداف خود دست یافته یا تجربه‌ای ارزشمند کسب کرده‌اند. این مفهوم نشان می‌دهد که هر سفر، فراتر از حرکت فیزیکی، تجربه‌ای ذهنی و روحی نیز هست که در پایان آن، فرد به نوعی آگاهی یا تغییر درونی دست پیدا می‌کند.

    در زندگی روزمره، journey ended می‌تواند به معنای پایان یک سفر واقعی، مانند سفر کاری، تفریحی یا زیارتی باشد. لحظه‌ی بازگشت به خانه، پایان سفر، بازنگری خاطرات و جمع‌بندی تجربیات، بخش مهمی از این فرآیند است. این لحظه‌ها معمولاً با ترکیبی از رضایت از دستاوردها و شاید کمی دلتنگی برای خاطرات ایجادشده همراه هستند. تجربه‌ی پایان سفر، فرصتی است برای ارزیابی مسیر طی‌شده و برنامه‌ریزی برای سفرهای بعدی یا مسیرهای تازه در زندگی.

    از دیدگاه روان‌شناختی، پایان سفر می‌تواند نمادی از تکمیل چرخه‌ای از تلاش‌ها و تجربه‌ها باشد. هر سفر، چه کوتاه و چه طولانی، فرصتی برای یادگیری، خودشناسی و مواجهه با شرایط جدید فراهم می‌آورد. هنگامی که journey ended رخ می‌دهد، فرد معمولاً زمانی برای تأمل، استراحت و بازخوانی مسیر طی‌شده دارد و این بازنگری می‌تواند مسیرهای بعدی را روشن‌تر و تصمیم‌گیری‌ها را هوشمندانه‌تر کند.

    از منظر استعاری و فلسفی، journey ended گاه به پایان یک مرحله از زندگی یا دستیابی به هدفی مهم اشاره دارد. همان‌طور که یک سفر فیزیکی با رسیدن به مقصد پایان می‌یابد، بخش‌هایی از زندگی نیز پس از تلاش و تجربه به اتمام می‌رسند و فرد آماده‌ی ورود به مرحله‌ای تازه می‌شود. در ادبیات و هنر، این مفهوم اغلب با لحظاتی از سکوت، تأمل و ارزیابی درونی همراه است و یادآور این نکته است که هر پایان، زمینه‌ساز آغاز جدید است و اهمیت تجربه‌ها و خاطرات سفر، همواره در ذهن و زندگی باقی می‌ماند.

    ارجاع به لغت journey ended

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «journey ended» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/journey-ended

    لغات نزدیک journey ended

    • - journey
    • - journey arduous jot down
    • - journey ended
    • - journeyman
    • - journeywork
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.