آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴

    Deflation

    diːˈfleɪʃn diːˈfleɪʃn

    معنی deflation | جمله با deflation

    noun uncountable

    تخلیه‌ی باد (توپ و تایر و غیره)

    The tire deflation caused the car to come to an abrupt stop.

    تخلیه‌ی باد لاستیک باعث توقف ناگهانی خودرو شد.

    The balloon's deflation was quick.

    تخلیه‌ی باد بالون سریع بود.

    noun uncountable

    اقتصاد تورم منفی، (پول) انقباض

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    The deflation led to a significant drop in prices across all industries.

    تورم منفی منجر به کاهش قابل توجه قیمت‌ها در تمام صنایع شد.

    Many economists believe that deflation can have detrimental effects on economic growth and stability.

    بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که انقباض می‌تواند اثرات مخربی بر رشد و ثبات اقتصادی داشته باشد.

    noun uncountable

    ضعیف شدن، کاهش اعتمادبه‌نفس، افت روحیه، دل‌سردی

    His deflation after the argument was evident.

    کاهش اعتمادبه‌نفس او پس‌از بحث واضح بود.

    The atmosphere in the office had a feeling of deflation after the company announced layoffs.

    بعداز اعلام تعدیل نیرو در شرکت، فضایی از دل‌سردی در دفتر حاکم شد.

    noun

    زمین‌شناسی بادرفت (فرسایش خاک توسط باد)

    Deflation can cause significant damage to agricultural lands.

    بادرفت می‌تواند خسارت قابل توجهی به زمین‌های کشاورزی وارد کند.

    The occurrence of deflation in arid regions is a major concern for farmers.

    وقوع بادرفت در مناطق خشک نگرانی عمده‌ی کشاورزان است.

    noun uncountable

    کاهش، افت، نزول، تنزل (در ارزش چیزی)

    Deflation in wages has made it difficult for workers to maintain their standard of living.

    کاهش دستمزدها باعث شده حفظ استاندارد زندگی برای کارگران دشوار باشد.

    The deflation in housing prices made it difficult for homeowners to sell.

    افت ارزش قیمت مسکن، فروش خانه را برای صاحبان آن دشوار کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد deflation

    1. noun the act of letting the air out of something
      Antonyms:
      inflation disinflation

    لغات هم‌خانواده deflation

    noun
    inflation, inflatable, deflation, reflation
    adjective
    inflatable, inflated, inflationary, deflationary, reflationary
    verb - transitive
    inflate, deflate, reflate

    ارجاع به لغت deflation

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «deflation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/deflation

    لغات نزدیک deflation

    • - deflagrate
    • - deflate
    • - deflation
    • - deflationary
    • - deflect
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.