آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴

      Inflatable

      ɪnˈfleɪtəbl ɪnˈfleɪtəbl

      معنی inflatable | جمله با inflatable

      adjective

      بادکردنی، بادی، قابل باد کردن، تورم‌پذیر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      an inflatable boat

      قایق بادی

      The inflatable pool was perfect for cooling off on a hot summer day.

      استخر بادی برای خنک شدن در یک روز گرم تابستانی عالی بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات هم‌خانواده inflatable

      noun
      inflation, inflatable, deflation, reflation
      adjective
      inflatable, inflated, inflationary, deflationary, reflationary
      verb - transitive
      inflate, deflate, reflate

      سوال‌های رایج inflatable

      معنی inflatable به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «inflatable» در زبان فارسی به «بادشدنی» یا «قابل باد کردن» ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی «بادشدنی» به اشیایی اطلاق می‌شود که با وارد کردن هوا یا گاز درون آن‌ها می‌توان حجمشان را افزایش داد و شکل مشخصی به آن‌ها بخشید. این ویژگی باعث شده است که این گونه وسایل بسیار کاربردی، سبک و قابل حمل باشند و در موقعیت‌های مختلف، از تفریح و ورزش گرفته تا استفاده‌های خانگی، مورد توجه قرار گیرند. بادشدنی بودن یک شیء به معنای انعطاف‌پذیری آن نیز هست، چرا که پس از خالی کردن هوا، می‌توان آن را به راحتی جمع کرد و فضای کمی اشغال کرد.

      یکی از معروف‌ترین نمونه‌های وسایل بادشدنی، قایق‌ها و جلیقه‌های نجات هستند. این وسایل نه تنها امنیت را افزایش می‌دهند، بلکه قابلیت حمل و استفاده آسان را هم برای کاربران فراهم می‌آورند. به دلیل وزن سبک و قابلیت باد کردن سریع، این نوع تجهیزات در شرایط اضطراری و فعالیت‌های آبی، جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده‌اند و استفاده از آن‌ها زندگی افراد را ایمن‌تر می‌سازد.

      بادشدنی‌ها تنها در زمینه‌های امنیتی کاربرد ندارند؛ اسباب‌بازی‌ها و تجهیزات تفریحی نیز بخش بزرگی از این دسته را تشکیل می‌دهند. تشک‌ها و توپ‌های بادشدنی، استخرهای کوچک خانگی، قایق‌های تفریحی و حتی تندیس‌های تزئینی بادشدنی نمونه‌هایی هستند که هم سرگرمی را فراهم می‌کنند و هم قابلیت جابجایی آسان دارند. این ویژگی‌ها باعث شده‌اند که وسایل بادشدنی محبوبیت جهانی داشته باشند و در بسیاری از خانه‌ها و پارک‌ها دیده شوند.

      از نظر طراحی و ساخت، وسایل بادشدنی معمولاً از مواد پلاستیکی، وینیل یا لاتکس مقاوم ساخته می‌شوند تا هم در برابر فشار هوا مقاوم باشند و هم دوام مناسبی داشته باشند. فناوری تولید این اشیاء به مرور زمان پیشرفت کرده و امروزه محصولات بادشدنی می‌توانند تا چندین سال بدون ترکیدن یا آسیب دیدن استفاده شوند، به شرطی که مراقبت‌های لازم رعایت شود.

      ویژگی بادشدنی بودن یک وسیله، آن را به گزینه‌ای عملی، سرگرم‌کننده و اقتصادی تبدیل می‌کند. انعطاف‌پذیری، قابلیت جابجایی آسان و امنیت نسبی، همگی باعث شده‌اند که وسایل بادشدنی در زندگی روزمره و فعالیت‌های تفریحی جایگاه خاصی پیدا کنند و همچنان محبوبیت خود را حفظ کنند.

      ارجاع به لغت inflatable

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «inflatable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/inflatable

      لغات نزدیک inflatable

      • - inflammation
      • - inflammatory
      • - inflatable
      • - inflate
      • - inflated
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.