Inflammatory

ɪnˈflæmətɔːri ɪnˈflæmətri ɪnˈflæmətri
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more inflammatory
  • صفت عالی:

    most inflammatory

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

adjective
آتشین، فتنه‌انگیز، فساد‌آمیز، آتش‌افروز، فتنه‌جو، تحریک‌آمیز

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
- inflammatory words that inclined the workers to go on strike
- کلمات آتشینی که کارگران را به اعتصاب راغب کرد
- The student's inflammatory remarks in class led to a heated debate among his classmates and the teacher.
- اظهارات تحریک‌آمیز دانش‌آموز در کلاس باعث بحثی داغ بین هم‌کلاسی‌هایش و معلم شد.
adjective
پزشکی التهابی، ورمی، ملتهب‌کننده link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

مشاهده
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد inflammatory

  1. adjective instigative, angering
    Synonyms:
    exciting fiery inflammatory provocative incitive rabble-rousing seditious insurgent revolutionary rebellious riotous anarchic demagogic rabid intemperate inflaming explosive seditionary
    Antonyms:
    calming placating pleasing mitigating tranquilizing

ارجاع به لغت inflammatory

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «inflammatory» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/inflammatory

لغات نزدیک inflammatory

پیشنهاد بهبود معانی