آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

    Explosive

    ɪkˈsploʊsɪv ɪkˈspləʊsɪv

    شکل جمع:

    explosives

    صفت تفضیلی:

    more explosive

    صفت عالی:

    most explosive

    معنی explosive | جمله با explosive

    noun adjective C2

    منفجر‌شونده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    Gasoline not only burns easily but it is also explosive.

    بنزین نه‌تنها به‌راحتی می‌سوزد؛ بلکه منفجر نیز می‌شود.

    five tons of explosives

    پنج تن مواد منفجره

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a truckload of explosives

    یک کامیون پر از مواد منفجره

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد explosive

    1. adjective volatile, dangerous
      Synonyms:
      dangerous violent unstable hazardous perilous raging wild stormy forceful fiery tense touchy vehement eruptive rampant impetuous frenzied ugly charged convulsive fulminating detonating ebullient uncontrollable at the boiling point bursting meteoric overwrought fulminant detonative consequential
      Antonyms:
      safe peaceful calm
    1. noun something that blows up
      Synonyms:
      bomb dynamite grenade missile shell charge ammunition gunpowder munition tnt detonator powder mine fireworks booby trap shot propellant nitroglycerin soup pineapple grease mulligan

    Collocations

    an explosive device

    بمب، دستگاه یا وسیله‌ی منفجر‌شونده

    an explosive situation

    وضع در حال انفجار، شرایط خطرناک

    لغات هم‌خانواده explosive

    noun
    explosion, explosive
    adjective
    exploding, explosive, exploded, unexploded
    verb - transitive
    explode
    adverb
    explosively

    سوال‌های رایج explosive

    شکل جمع explosive چی میشه؟

    شکل جمع explosive در زبان انگلیسی explosives است.

    صفت تفضیلی explosive چی میشه؟

    صفت تفضیلی explosive در زبان انگلیسی more explosive است.

    صفت عالی explosive چی میشه؟

    صفت عالی explosive در زبان انگلیسی most explosive است.

    ارجاع به لغت explosive

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «explosive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/explosive

    لغات نزدیک explosive

    • - explorer
    • - explosion
    • - explosive
    • - explosively
    • - expo
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.