نجوم شهابی (مربوط به شهاب)
The crater was formed by a meteoric impact thousands of years ago.
این دهانه، هزاران سال پیش توسط برخورد شهابی ایجاد شده بود.
Astronomers observed a meteoric shower that lit up the entire sky.
اخترشناسان، بارش شهابیای را مشاهده کردند که تمام آسمان را روشن کرد.
Hail is a meteoric phenomenon.
تگرگ یک پدیدهی جوی است.
ناگهانی، سریع، برقآسا، لحظهای، جهشی، انفجاری (و چشمگیر)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The actor’s meteoric success surprised everyone in the film community.
موفقیت سریع بازیگر، همه را در جامعهی سینمایی شگفتزده کرد.
The startup experienced meteoric growth, becoming a market leader within two years.
این استارتاپ، رشد برقآسایی کرد و ظرف دو سال به پیشروی بازار تبدیل شد.
Napoleon's meteoric career
دوران حکمرانی زودگذر و درخشان ناپلئون
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «meteoric» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/meteoric