شدید، قوی، پرشور، پرحرارت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She was vehement in her support for environmental reforms.
او در حمایت از اصلاحات محیط زیستی، پرشور بود.
His vehement speech moved the audience to applause.
سخنرانی قوی او باعث شد که حضار دست بزنند.
the audience's vehement applause
کف زدن و تحسین پراحساسات حضار
a vehement debate
بحث پرشور
his vehement speeches against slavery
سخنرانیهای پرشور او علیه بردگی
He vehemently denied their accusations.
اتهامات آنها را بهشدت رد کرد.
vehement suspicion
سوءظن شدید
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «vehement» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/vehement