آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ تیر ۱۴۰۵

      Hearty

      ˈhɑːrti ˈhɑːti

      صفت تفضیلی:

      heartier

      صفت عالی:

      heartiest

      معنی hearty | جمله با hearty

      adjective

      صمیمانه، گرم، قلبی، خون‌گرم

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      a hearty welcome

      خوشامدگویی گرم

      a hearty friend

      دوست خون‌گرم

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      hearty cooperation

      همکاری صمیمانه

      adjective

      پرشوروحرارت، پرانرژی، پرنشاط، از ته دل، بلند (صدا)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      a hearty laughter

      خنده‌ی از ته دل

      His hearty voice filled the lecture hall.

      صدای بلند او سالن سخنرانی را پر کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a hearty young farmer

      یک کشاورز جوان پرنشاط

      adjective

      مفصل (غذا)، مقوی، شکم‌سیرکن

      a hearty meal

      خوراک مفصل

      She prepared a hearty breakfast of eggs, sausage, and toast.

      او صبحانه‌ای مقوی از تخم‌مرغ، سوسیس و نان تست آماده کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a hearty eater

      آدم خوش‌خوراک

      adjective

      قدیمی بسیار، زیاد، شدید، بی‌حدوحصر

      a hearty dislike

      دل‌زدگی بی‌حدوحصر

      She offered a hearty endorsement of the candidate.

      او حمایت بسیاری از نامزد کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hearty

      1. adjective energetic, enthusiastic
        Synonyms:
        enthusiastic eager earnest zealous ardent animated passionate exuberant vivacious ebullient warm friendly cheerful heartfelt sincere genuine real deep intense honest wholehearted unfeigned gay jolly glad jovial warmhearted genial affable cordial responsive unreserved frank profuse deep-felt unrestrained gushing devout deepest generous avid back-slapping neighborly cheery impassioned effusive true
        Antonyms:
        unenthusiastic lazy apathetic lethargic emotionless
      1. adjective healthy, full
        Synonyms:
        good well strong active full vigorous robust sound ample substantial sizable filling nourishing solid energetic hale hardy glowing square
        Antonyms:
        unhealthy weak small feeble

      Collocations

      hearty appetite

      اشتهای زیاد، اشتهای قوی، میل زیاد به غذا

      میل شدید، اشتیاق فراوان، رغبت فراوان، ولع

      hearty breakfast

      صبحانه مفصل، صبحانه مقوی

      لغات هم‌خانواده hearty

      noun
      heart, heartlessness, heartiness
      adjective
      heartened, heartening, heartless, hearty
      verb - transitive
      hearten
      adverb
      heartily, heartlessly, hearteningly

      سوال‌های رایج hearty

      صفت تفضیلی hearty چی میشه؟

      صفت تفضیلی hearty در زبان انگلیسی heartier است.

      صفت عالی hearty چی میشه؟

      صفت عالی hearty در زبان انگلیسی heartiest است.

      ارجاع به لغت hearty

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hearty» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hearty

      لغات نزدیک hearty

      • - heartwood
      • - heartworm
      • - hearty
      • - hearty appetite
      • - hearty breakfast
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hoot human resources planning huxley ian icefall if need be ifs and buts ill nature ill-fated immensity immense asset importance in due course in line of duty in style چغاله‌بادام چوریزو حائز حراست‌نشده پارچه‌ی موج‌دار چه حیف حشره‌شناسی سپرزدارو حضور مطلق خمیر یوفکا دل‌نشین دورودراز عاقبت عجله گریختن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.