فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Avid

ˈævɪd ˈævɪd
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more avid
  • صفت عالی:

    most avid

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    حریص، آزمند، مشتاق، آرزومند، متمایل
    • - avid for power
    • - تشنه‌ی قدرت
    • - an avid reader
    • - بسیار علاقه‌مند به خواندن
    • - I am avidly awaiting the coming of Nowruz.
    • - مشتاقانه در انتظار فرا رسیدن نوروز هستم.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد avid

  1. adjective enthusiastic
    Synonyms: ardent, athirst, avaricious, breathless, covetous, desirous, devoted, dying to, eager, fanatical, fervent, gotta have, grasping, greedy, hungry, impatient, insatiable, intense, keen, passionate, rapacious, ravenous, thirsty, voracious, zealous
    Antonyms: dispassionate, indifferent, unenthusiastic

ارجاع به لغت avid

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «avid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/avid

لغات نزدیک avid

پیشنهاد بهبود معانی