آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ بهمن ۱۴۰۳

      Jolly

      ˈdʒɑːli ˈdʒɑːli ˈdʒɒli

      گذشته‌ی ساده:

      jollied

      شکل سوم:

      jollied

      سوم‌شخص مفرد:

      jollies

      وجه وصفی حال:

      jollying

      شکل جمع:

      jollies

      صفت تفضیلی:

      more jolly

      صفت عالی:

      most jolly

      معنی jolly | جمله با jolly

      adjective adverb verb - transitive

      سر کیف، خوشحال، بذله‌گو، خیلی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Let's laugh and be jolly!

      بیا بخندیم و شاد باشیم!

      a jolly man

      مرد شنگول

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It's the season to be jolly!

      موسم شادمانی است!

      We had a jolly time!

      اوقات دلپذیری داشتیم!

      Jolly good!

      خیلی خوب!

      They jollied her into going with them.

      با شیرین‌زبانی او را با خود بردند.

      We jollied him along and made him buy us ice cream.

      با چرب‌زبانی او را واداشتیم که برایمان بستنی بخرد.

      to jolly up a room with flower pots

      با گلدان‌های گل به اتاق جلوه بخشیدن

      I am jolly well not going to answer her!

      اصلاً به او جواب نخواهم داد!

      He jolly well deserved to be fired.

      او کاملاً سزاوار بود که اخراج بشود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد jolly

      1. adjective laughing, joyful
        Synonyms:
        happy cheerful merry joyful funny pleasant jovial lighthearted gleeful convivial delightful entertaining playful jocund festive carefree gay mirthful hilarious blithe blithesome frolicsome gladsome sportive bouncy chipper chirpy zippy jubilant larking joshing jokey daffy lots of laughs sprightly
        Antonyms:
        sad unhappy

      Phrasal verbs

      jolly up

      با روح کردن (به‌ویژه مکانی را)، جلوه دادن

      Collocations

      get one's jollies

      (عامیانه) خوش بودن، لذت بردن

      Idioms

      jolly well

      (انگلیس - عامیانه - ندا به نشان تأکید یا آزردگی) اصلاً، کاملاً

      سوال‌های رایج jolly

      گذشته‌ی ساده jolly چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده jolly در زبان انگلیسی jollied است.

      شکل سوم jolly چی میشه؟

      شکل سوم jolly در زبان انگلیسی jollied است.

      شکل جمع jolly چی میشه؟

      شکل جمع jolly در زبان انگلیسی jollies است.

      وجه وصفی حال jolly چی میشه؟

      وجه وصفی حال jolly در زبان انگلیسی jollying است.

      سوم‌شخص مفرد jolly چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد jolly در زبان انگلیسی jollies است.

      صفت تفضیلی jolly چی میشه؟

      صفت تفضیلی jolly در زبان انگلیسی more jolly است.

      صفت عالی jolly چی میشه؟

      صفت عالی jolly در زبان انگلیسی most jolly است.

      ارجاع به لغت jolly

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «jolly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/jolly

      لغات نزدیک jolly

      • - jollify
      • - jollity
      • - jolly
      • - jolly boat
      • - jolly roger
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.