Blithesome

ˈblaɪðsəm ˈblaɪðsəm
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • adjective
    خوش‌دل، شوخ، بشاش، سرحال
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد blithesome

  1. adjective Characterized by joyful exuberance
    Synonyms: blithe, boon, convivial, gay, gleeful, jocund, jolly, jovial, lighthearted, merry, mirthful, lightsome, light-hearted

ارجاع به لغت blithesome

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «blithesome» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/blithesome

لغات نزدیک blithesome

پیشنهاد بهبود معانی