آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Desperate

      ˈdesprət ˈdesprət

      صفت تفضیلی:

      more desperate

      صفت عالی:

      most desperate

      معنی desperate | جمله با desperate

      adjective C2

      بی‌امید، بیچاره، از جان گذشته

      a mother's desperate attempts to revive her dead child

      کوشش‌های مأیوسانه‌ی مادر برای احیای فرزند مرده‌اش

      Hunger had made them so desperate that they would not flinch at anything.

      گرسنگی آن‌قدر جان آن‌ها را به لب آورده بود که از هیچ کاری روگردان نبودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a desperate criminal

      بزهکار از جان گذشته

      to be desperate for affection

      تشنه‌ی محبت بودن

      desperate poverty

      فقر نومید‌کننده

      adjective

      بسیار سخت، بسیار بد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The situation was desperate and England stood alone against Hitler.

      وضعیت بسیار بد بود و انگلیس تنها در مقابل هیتلر ایستادگی می‌کرد.

      He was desperately in love with my sister.

      او سخت عاشق خواهرم بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a desperate illness

      بیماری وخیم

      the country's desperate need for reforms

      نیاز مبرم کشور به اصلاحات

      desperate diseases must have desperate cures

      بیماری‌های شدید نیاز به درمان جدی دارند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد desperate

      1. adjective reckless, outrageous
        Synonyms:
        dangerous risky careless rash foolhardy wild hasty bold daring incautious impetuous madcap hazardous devil-may-care venturesome death-defying headstrong frantic frenzied violent precipitate audacious determined furious reckless outrageous atrocious heinous scandalous shocking monstrous
        Antonyms:
        confident secure content satisfied unworried
      1. adjective extreme, intense
        Synonyms:
        great intense extreme terrible critical urgent dire acute crucial drastic violent fierce furious vehement concentrated vicious exquisite very grave climacteric
        Antonyms:
        calm content contented satisfied satisfactory
      1. adjective hopeless
        Synonyms:
        useless vain futile sad despairing despondent downcast wretched forlorn irrecoverable irremediable gone sunk goner no-win hopeless inconsolable irretrievable running out of time hard up up against it dead duck up the creek no-way no-chance can’t win back to the wall at end of one’s rope in the toilet in the soup desponding
        Antonyms:
        hopeful

      سوال‌های رایج desperate

      صفت تفضیلی desperate چی میشه؟

      صفت تفضیلی desperate در زبان انگلیسی more desperate است.

      صفت عالی desperate چی میشه؟

      صفت عالی desperate در زبان انگلیسی most desperate است.

      ارجاع به لغت desperate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «desperate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/desperate

      لغات نزدیک desperate

      • - despairingly
      • - desperado
      • - desperate
      • - desperate need
      • - desperately
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.