آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ خرداد ۱۴۰۳

      Recession

      rɪˈseʃn rɪˈseʃn

      شکل جمع:

      recessions

      معنی recession | جمله با recession

      noun countable uncountable B2

      اقتصاد کسادی، رکود (دوره‌ی موقت افت اقتصادی که در آن تجارت و فعالیت‌های صنعتی کاهش می‌یابد)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      Many economists predict that the recession will last for at least another year.

      بسیاری از اقتصاددانان پیش‌بینی می‌کنند که کسادی حداقل یک سال دیگر ادامه خواهد داشت.

      The government implemented various measures to prevent another recession from occurring.

      دولت تدابیر مختلفی را برای جلوگیری از وقوع یک رکود دیگر اجرا کرد.

      noun

      پس‌روی، پس‌رفت، عقب‌نشینی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The recession of a glacier is a natural process caused by climate change.

      پس‌روی یخ‌رود نوعی فرایند طبیعی ناشی از تغییر اقلیم است.

      Visitors were captivated by the recession of the seashore at sunset.

      بازدیدکنندگان مجذوب عقب‌نشینی ساحل دریا هنگام غروب خورشید شدند.

      noun

      صف شرکت‌کنندگان در حال ترک (روحانیون و گروه کر در پایان مراسم کلیسا)

      We watched the recession of the church members with reverence.

      صف شرکت‌کنندگان در حال ترک اعضای کلیسا را ​​با احترام و تکریم تماشا کردیم.

      The recession marked the conclusion of the church ceremony.

      صف شرکت‌کنندگان در حال ترک نشان‌دهنده‌ی پایان مراسم کلیسا بود.

      noun

      استرداد، اعاده، بازگردانی (واگذاری به متصرف سابق)

      The recession of land from one owner to another sparked a legal battle.

      استرداد زمین از یک مالک به مالک دیگر جرقه‌ی نبرد حقوقی را زد.

      The recession of the land to its original owner was a gesture of goodwill.

      اعاده‌ی زمین به مالک اصلی آن نشانه‌ی حسن‌نیت بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد recession

      1. noun reversal of action; reduction of business activity
        Synonyms:
        decline downturn hard times slump bad times depression collapse slide stagnation unemployment bust shakeout bottom-out big trouble bankruptcy rainy days deflation inflation
        Antonyms:
        advance inflation

      سوال‌های رایج recession

      شکل جمع recession چی میشه؟

      شکل جمع recession در زبان انگلیسی recessions است.

      ارجاع به لغت recession

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «recession» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/recession

      لغات نزدیک recession

      • - receptor
      • - recess
      • - recession
      • - recessional
      • - recessive
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.