آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Outgoing

      ˈaʊtɡoʊɪŋ ˈaʊtɡoʊɪŋ ˌaʊtˈɡəʊɪŋ ˌaʊtˈɡəʊɪŋ

      شکل جمع:

      outgoings

      صفت تفضیلی:

      more outgoing

      صفت عالی:

      most outgoing

      معنی outgoing | جمله با outgoing

      adjective C1

      معاشرتی، خون‌گرم، اجتماعی، برون‌گرا، خوش‌برخورد

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      My outgoing friend always knows how to make everyone feel comfortable in social situations.

      دوست خون‌گرم من همیشه می‌داند چگونه کاری کند که همه در موقعیت‌های اجتماعی احساس راحتی کنند.

      Sarah is an outgoing person who effortlessly strikes up conversations with strangers at parties.

      سارا فردی برون‌گرا است که به‌راحتی با غریبه‌ها در مهمانی‌ها صحبت می‌کند.

      adjective

      در شرف حرکت، در شرف عزیمت (هواپیما و کشتی و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The outgoing flight was delayed due to bad weather conditions.

      پرواز در شرف حرکت به‌دلیل شرایط بد آب‌وهوایی به تأخیر افتاد.

      The outgoing passengers were asked to gather in the waiting area for boarding.

      از مسافران در شرف عزیمت خواسته شد برای سوار شدن در قسمت انتظار جمع شوند.

      adjective

      رفتنی، در شرف رفتن، در آستانه‌ی بازنشستگی، در حال کناره‌گیری، در آستانه‌ی رفتن (از مکان و سمت و غیره)

      The outgoing teacher bid farewell to her students as she prepared to retire and enjoy her golden years.

      این معلم در آستانه‌ی بازنشستگی که خود را برای بازنشستگی و لذت بردن از سال‌های طلایی خود آماده می‌کرد، با دانش‌آموزان خود خداحافظی کرد.

      the company's outgoing chairman

      رئیس رفتنی شرکت

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد outgoing

      1. adjective demonstrative, extroverted
        Synonyms:
        friendly sociable warm communicative open approachable easy extrovert gregarious cordial genial kind sympathetic unreserved unrestrained unconstrained informal civil expansive
        Antonyms:
        shy introverted reclusive

      سوال‌های رایج outgoing

      شکل جمع outgoing چی میشه؟

      شکل جمع outgoing در زبان انگلیسی outgoings است.

      صفت تفضیلی outgoing چی میشه؟

      صفت تفضیلی outgoing در زبان انگلیسی more outgoing است.

      صفت عالی outgoing چی میشه؟

      صفت عالی outgoing در زبان انگلیسی most outgoing است.

      ارجاع به لغت outgoing

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «outgoing» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/outgoing

      لغات نزدیک outgoing

      • - outgeneral
      • - outgo
      • - outgoing
      • - outgoing personality
      • - outgrow
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.