شکل نوشتاری دیگر این لغت: do justice
بهطور سزاوار رفتار کردن، درخور کسی رفتار کردن، حق مطلب را ادا کردن
A short article cannot do justice to the complexity of the issue.
یک مقالهی کوتاه نمیتواند حقِ مطلب را دربارهی پیچیدگیِ مسئله ادا کند.
We should do justice to her hard work by giving her the promotion she deserves.
ما باید برای سختکوشی او بهطور سزاوار رفتار کنیم و ارتقایی را که لایقش است را به او بدهیم.
Let's do justice to the victims by supporting their families.
بیایید با حمایت از خانوادههایشان با قربانیان بهطور سزاوار رفتار کنیم.
به حق خود رسیدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Prepare carefully so you can do justice to yourself during the interview.
بااحتیاط آماده شو تا در مصاحبه به حق خود برسی.
She worked hard to do justice to herself in the competition.
او سخت تلاش کرد تا در مسابقه به حق خود برسد.
His performance on stage finally did justice to himself.
بالاخره او در اجرا به حق خود رسید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «do justice to» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/do-justice-to