آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Bandy

ˈbændi ˈbændi

گذشته‌ی ساده:

bandied

شکل سوم:

bandied

سوم‌شخص مفرد:

bandies

وجه وصفی حال:

bandying

صفت تفضیلی:

bandier

صفت عالی:

bandiest

معنی bandy | جمله با bandy

noun verb - transitive adjective adverb

رد و بدل کردن، این سو و آن سو پرت کردن، بحث کردن، چوگان سر کج، چوگان‌بازی، کچ، چنبری

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

The ideas bandied back and forth between producers and writers.

عقایدی که مرتباً بین نویسندگان و کارگردانان مبادله می‌شد.

The reports being bandied about are completely false.

گزارش‌هایی که دهان‌به‌دهان می‌گردد، کاملاً دروغ است.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

Don't bandy words with him; he is very testy.

با او یک و دو نکن، خیلی زودخشم است.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bandy

  1. verb to give and receive
    Synonyms:
  1. verb to speak together and exchange ideas and opinions about.
    Synonyms:
  1. adjective have legs that curve outward at the knees
    Synonyms:
    bowlegged bowed bandy-legged ill-shaped club-footed flatfooted swaybacked pug-nosed snub-nosed bowleg simous

سوال‌های رایج bandy

گذشته‌ی ساده bandy چی میشه؟

گذشته‌ی ساده bandy در زبان انگلیسی bandied است.

شکل سوم bandy چی میشه؟

شکل سوم bandy در زبان انگلیسی bandied است.

وجه وصفی حال bandy چی میشه؟

وجه وصفی حال bandy در زبان انگلیسی bandying است.

سوم‌شخص مفرد bandy چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد bandy در زبان انگلیسی bandies است.

صفت تفضیلی bandy چی میشه؟

صفت تفضیلی bandy در زبان انگلیسی bandier است.

صفت عالی bandy چی میشه؟

صفت عالی bandy در زبان انگلیسی bandiest است.

ارجاع به لغت bandy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bandy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bandy

لغات نزدیک bandy

پیشنهاد بهبود معانی