Kick Around

آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

phrasal verb
بدرفتاری کردن، قلدری کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
phrasal verb
پرسه زدن
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد kick around

  1. phrasal verb abuse or mistreat; to bully
  1. phrasal verb wander loose; to float around; to hang around

ارجاع به لغت kick around

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «kick around» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/kick-around

لغات نزدیک kick around

پیشنهاد بهبود معانی