Bury The Hatchet

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

idiom
صلح کردن، دست از جنگ کشیدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد bury the hatchet

  1. noun settle an argument
    Synonyms:
    forgive forget make peace end a quarrel kiss and make up accept apology wipe slate clean let bygones be bygones bear no malice hold out the olive branch make a peace offering smoke the peace pipe

ارجاع به لغت bury the hatchet

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bury the hatchet» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bury-the-hatchet

لغات نزدیک bury the hatchet

پیشنهاد بهبود معانی