آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ اسفند ۱۴۰۴

      Forgive

      fərˈɡɪv fəˈɡɪv

      گذشته‌ی ساده:

      forgave

      شکل سوم:

      forgiven

      سوم‌شخص مفرد:

      forgives

      وجه وصفی حال:

      forgiving

      معنی forgive | جمله با forgive

      verb - transitive B1

      بخشیدن، عفو کردن، آمرزیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      We neither forgive nor forget.

      ما نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.

      Forgive us for being so late!

      از اینکه این‌قدر دیر آمده‌ایم پوزش می‌خواهیم!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I forgive you this time, but don't do it again!

      این دفعه تو را می‌بخشم؛ ولی دیگر این کار را نکن!

      The ruler forgave him and freed him from jail.

      حکمران (گناهان) او را بخشید و از زندان آزادش کرد.

      The parents forgave the killer of their son.

      والدین قاتل فرزندشان را بخشیدند.

      O, God, forgive my sins!

      خدایا گناهان مرا ببخش!

      Forgive my poor English!

      ببخشید که انگلیسی من خوب نیست!

      I hereby forgive you the money you owe.

      بدین‌وسیله پولی را که به من بدهکار هستی، می‌بخشم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد forgive

      1. verb stop blame and grant pardon
        Synonyms:
        excuse acquit clear release condone pardon overlook forget exonerate remit absolve exempt reprieve extenuate palliate amnesty commute relent let off purge spring efface wink at let pass let it go pocket bear with allow for make allowance laugh off let up on bury the hatchet dismiss from mind wipe slate clean accept apology let off easy think no more of bear no malice kiss and make up turn other cheek let bygones be bygones
        Antonyms:
        blame accuse charge censure punish

      Idioms

      forgive and forget

      بخشیدن و فراموش کردن، آشتی کردن

      لغات هم‌خانواده forgive

      noun
      forgiveness
      adjective
      forgiving
      verb - transitive
      forgive
      adverb
      unforgivably

      سوال‌های رایج forgive

      گذشته‌ی ساده forgive چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده forgive در زبان انگلیسی forgave است.

      شکل سوم forgive چی میشه؟

      شکل سوم forgive در زبان انگلیسی forgiven است.

      وجه وصفی حال forgive چی میشه؟

      وجه وصفی حال forgive در زبان انگلیسی forgiving است.

      سوم‌شخص مفرد forgive چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد forgive در زبان انگلیسی forgives است.

      ارجاع به لغت forgive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «forgive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/forgive

      لغات نزدیک forgive

      • - forging
      • - forgivable
      • - forgive
      • - forgive and forget
      • - forgiven
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.