وادار به پذیرش کردن، (به زور) قبولاندن، وادار کردن (به توافق)، به توافق رساندن، مطیع کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Despite initial resistance from some community leaders, the mediator was eventually able to bring all parties to terms on the proposed urban development plan.
علیرغم مقاومت اولیهی برخی از رهبران جامعه، میانجی در نهایت توانست همهی طرفین را در مورد طرح توسعهی شهری پیشنهادی به توافق برساند.
The international committee's persistent diplomatic efforts were crucial in bringing the two warring nations to terms regarding a ceasefire agreement.
تلاشهای دیپلماتیک مداوم کمیتهی بینالمللی در وادار کردن دو کشور متخاصم به توافق در مورد توافقنامهی آتشبس بسیار مهم بود.
Following a series of intense discussions, the project manager managed to bring the reluctant team members to terms with the revised project deadlines.
پساز یکسری بحثهای فشرده، مدیر پروژه موفق شد اعضای تیم بیمیل را به پذیرش مهلتهای بازبینیشدهی پروژه وادار کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «bring to terms» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bring-to-terms