Deadlock معنی

  • Noun Adverb
    حالت غیرفعالی که در اثر وجود دو نیروی متعادل ایجاد گردد، وقفه، بی‌تکلیفی، دچار وقفه یا بی‌تکلیفی شدن، بن‌بست
  • Noun Adverb
    بن‌بست
    • - a political deadlock
    • - بن‌بست سیاسی
    • - The negotiations have reached a deadlock.
    • - مذاکرات به بن‌بست رسیده است.
آخرین به‌روزرسانی:
  • فونتیک آمریکایی

    ˈdedlɑːk
  • فونتیک بریتانیایی

    ˈdedlɒk

مترادف و متضاد deadlock

لغات نزدیک deadlock