شکل جمع:
castawaysکشتیشکسته (کسی که از کشتی غرقشده فرار کرده و موفق شده خود را به جایی برساند که در آن افراد کمی زندگی میکنند یا هیچکس زندگی نمیکند)
We are castaways....
کشتی شکستگانیم ...
The castaway built a shelter from driftwood and leaves.
کشتیشکسته از چوب و برگ پناهگاهی ساخت.
The castaway survived for weeks by fishing and gathering fruit.
کشتیشکسته با ماهیگیری و جمعآوری میوه هفتهها زنده ماند.
The castaway washed ashore on a deserted island.
کشتیشکسته در جزیرهی متروکهای به ساحل رسید.
ردشده، طردشده، دورانداختهشده، راندهشده، پذیرفتهنشده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The castaway child wandered the streets.
کودک طردشده در خیابانها سرگردان بود.
The castaway student felt isolated at school.
دانشآموز پذیرفتهنشده در مدرسه احساس تنهایی و بیگانه بودن میکرد.
The castaway prince lived in exile.
شاهزادهی طردشده در تبعید زندگی میکرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «castaway» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/castaway