Castaway

ˈkæstəweɪ ˈkɑːstəweɪ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

noun adjective adverb
رانده ،مردود ،دورانداخته ،کشتی شکسته

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- We are castaways....
- کشتی شکستگانیم ...
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد castaway

  1. noun a shipwrecked person
    Synonyms:
    shipwreck survivor shipwreck outcast waif maroon outlaw derelict pariah evictee reprobate renegade ishmael outcaste leper

ارجاع به لغت castaway

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «castaway» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/castaway

لغات نزدیک castaway

پیشنهاد بهبود معانی