آیکن بنر

تا پایان امشب، تا ۳۳٪ تخفیف به مناسبت روز جهانی دیکشنری

تا پایان امشب، تا ۳۳٪ تخفیف به مناسبت روز جهانی دیکشنری

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ تیر ۱۴۰۵

      Castaway

      ˈkæstəweɪ ˈkɑːstəweɪ

      شکل جمع:

      castaways

      معنی castaway | جمله با castaway

      noun countable

      کشتی‌شکسته (‫کسی که از کشتی غرق‌شده فرار کرده و موفق شده خود را به جایی برساند که در آن افراد کمی زندگی می‌کنند یا هیچ‌کس زندگی نمی‌کند)

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      We are castaways....

      کشتی شکستگانیم ...

      The castaway built a shelter from driftwood and leaves.

      کشتی‌شکسته از چوب و برگ پناهگاهی ساخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The castaway survived for weeks by fishing and gathering fruit.

      کشتی‌شکسته با ماهی‌گیری و جمع‌آوری میوه هفته‌ها زنده ماند.

      The castaway washed ashore on a deserted island.

      کشتی‌شکسته در جزیره‌ی متروکه‌ای به ساحل رسید.

      adjective

      ردشده، طردشده، دورانداخته‌شده، رانده‌شده، پذیرفته‌نشده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      The castaway child wandered the streets.

      کودک طردشده در خیابان‌ها سرگردان بود.

      The castaway student felt isolated at school.

      دانش‌آموز پذیرفته‌نشده در مدرسه احساس تنهایی و بیگانه بودن می‌کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The castaway prince lived in exile.

      شاهزاده‌ی طردشده در تبعید زندگی می‌کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد castaway

      1. noun a shipwrecked person
        Synonyms:
        shipwreck survivor shipwreck outcast waif maroon outlaw derelict pariah evictee reprobate renegade ishmael outcaste leper

      ارجاع به لغت castaway

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «castaway» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/castaway

      لغات نزدیک castaway

      • - castanet
      • - castanets
      • - castaway
      • - caste
      • - castellan
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      convalescent hinged inspection MVP carry loan volleyball net left-back left-front middle-front skiddoo right-front ventricular right-back middle-back موعود زردچوبه اسپری هم‌جنس‌گرا کمردرد تلاطم تهاجمی بی‌احساس نت تجدیدپذیر معده جای خالی بتا حکومت‌نظامی خروشیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.