آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ اسفند ۱۴۰۲

      Shipwreck

      ˈʃɪprek ˈʃɪp-rek

      گذشته‌ی ساده:

      shipwrecked

      شکل سوم:

      shipwrecked

      سوم‌شخص مفرد:

      shipwrecks

      وجه وصفی حال:

      shipwrecking

      شکل جمع:

      shipwrecks

      معنی shipwreck | جمله با shipwreck

      noun countable uncountable

      کشتی‌شکستگی، غرق کشتی، غرق

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      we are shipwrecked, blow, oh, favorable wind!

      کشتی‌شکستگانیم، ای باد شرطه برخیز!

      The survivors of the shipwreck were rescued by a passing fishing boat.

      بازماندگان کشتی غرق‌شده توسط یک قایق ماهیگیری درحال عبور نجات یافتند.

      verb - transitive

      کشتی‌شکسته شدن، غرق شدن (کشتی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The captain's negligence ultimately shipwrecked the entire crew and passengers.

      غفلت کاپیتان در نهایت باعث غرق شدن کل خدمه و مسافران شد.

      The pirate's cunning plan was to intentionally shipwreck rival ships and steal their treasures.

      نقشه حیله‌گر دزدان دریایی این بود که عمداً کشتی‌های رقیب را غرق کنند و گنج‌های آن‌ها را بدزدند.

      verb - transitive

      تباه کردن، ناکام کردن، به هم زدن

      That hasty marriage shipwrecked his life.

      آن ازدواج شتاب‌آمیز زندگی او را تباه کرد.

      The economic crisis threatened to shipwreck the stability of the nation's financial system.

      بحران اقتصادی ثبات سیستم مالی کشور را به هم زد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shipwreck

      1. verb to damage, disable, or destroy (a seacraft)
        Synonyms:
        wreck
      1. noun an accident that destroys a ship at sea
        Synonyms:
        loss wreck sinking destruction

      سوال‌های رایج shipwreck

      گذشته‌ی ساده shipwreck چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده shipwreck در زبان انگلیسی shipwrecked است.

      شکل سوم shipwreck چی میشه؟

      شکل سوم shipwreck در زبان انگلیسی shipwrecked است.

      شکل جمع shipwreck چی میشه؟

      شکل جمع shipwreck در زبان انگلیسی shipwrecks است.

      وجه وصفی حال shipwreck چی میشه؟

      وجه وصفی حال shipwreck در زبان انگلیسی shipwrecking است.

      سوم‌شخص مفرد shipwreck چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد shipwreck در زبان انگلیسی shipwrecks است.

      ارجاع به لغت shipwreck

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shipwreck» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shipwreck

      لغات نزدیک shipwreck

      • - shipway
      • - shipworm
      • - shipwreck
      • - shipwright
      • - shipyard
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.