آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

      Cusp

      kʌsp kʌsp

      شکل جمع:

      cusps

      معنی cusp | جمله با cusp

      noun singular C1

      آستانه، مرز

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      Many developing nations are currently on the cusp of significant economic transformation, facing both opportunities and challenges in their industrialization efforts.

      بسیاری از کشورهای درحال توسعه درحال‌حاضر در آستانه‌ی تحول اقتصادی قابل توجهی قرار دارند و با فرصت‌ها و چالش‌هایی در تلاش‌های صنعتی‌سازی خود مواجه هستند.

      We are on the cusp of a major breakthrough in renewable energy technology.

      ما در آستانه یک پیشرفت بزرگ در فناوری انرژی‌های تجدیدپذیر هستیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      With the rapid advancements in artificial intelligence, many industries are on the cusp of automation, potentially altering traditional employment structures.

      با پیشرفت‌های سریع در هوش مصنوعی، بسیاری از صنایع در آستانه‌ی اتوماسیون قرار دارند که به‌طور بالقوه ساختارهای شغلی سنتی را تغییر می‌دهد.

      noun countable uncountable C2

      نوک، قله، راس

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      He stood on the cusp of the hill, admiring the panoramic view.

      او بر نوک تپه ایستاده بود و منظره‌ی پانوراما را تحسین می‌کرد.

      Economists are debating whether the national economy is truly at the cusp of a sustained recovery or merely experiencing a temporary upturn.

      اقتصاددانان درحال بحث هستند که آیا اقتصاد ملی واقعاً در راس یک بهبود پایدار است یا فقط یک رونق موقت را تجربه می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the cusp of a molar tooth

      نوک دندان آسیاب

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cusp

      1. noun a sharp or tapered end
        Synonyms:
        end point tip apex peak corner angle tooth horn flap fold leaflet mucro acumination mucronation acicula

      سوال‌های رایج cusp

      شکل جمع cusp چی میشه؟

      شکل جمع cusp در زبان انگلیسی cusps است.

      ارجاع به لغت cusp

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cusp» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cusp

      لغات نزدیک cusp

      • - cushy
      • - cusk
      • - cusp
      • - cuspate
      • - cuspid
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      lettered light-footed limeade javelle water alti- amalgamation attach importance to ballet dancer biafra boogie-woogie boro- bukhara cabaletta capitalization catch one's breath نهال نیمه‌رسمی سرپنجه مشتری فنگ جنسیت‌گرایانه نجات ور فداکار قامت گره نشخوار دلیرانه حتمی جاودانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.