آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آذر ۱۴۰۳

    Mint

    mɪnt mɪnt

    گذشته‌ی ساده:

    minted

    شکل سوم:

    minted

    سوم‌شخص مفرد:

    mints

    وجه وصفی حال:

    minting

    شکل جمع:

    mints

    معنی mint | جمله با mint

    noun uncountable B2

    گیاه‌شناسی نعنا (=نعناع)

    mint, نعنا (=نعناع)
    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

    مشاهده

    a sprig of mint

    یک شاخه نعنا

    I love the smell of fresh mint in the garden.

    بوی نعنای تازه در باغ را دوست دارم.

    noun countable

    آب‌نبات نعنایی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    I gave her a mint.

    بهش یه شیرینی نعنایی دادم.

    She had a mint in her pocket.

    در جیبش یک آب‌نبات نعایی داشت.

    noun countable

    ضرابخانه

    The history of mints correlates closely with the history of coins.

    تاریخچه‌ی ضرابخانه‌ها ارتباط تنگاتنگی با تاریخ سکه دارد.

    United States Mint

    ضرابخانه‌ی ایالات متحده‌ی آمریکا

    noun informal

    مقدار بسیار زیادی پول، پول قلمبه

    This automobile costs a mint.

    قیمت این اتومبیل خیلی زیاد است.

    If his books sell worldwide, he'll make a mint.

    اگه کتاب‌هاش رو توی سراسر دنیا بفروشه، پول قلمبه‌ای به دست می‌آره.

    verb - transitive

    ضرب کردن سکه

    to mint copper coinage

    سکه‌ی مسی ضرب‌کردن

    It costs more to mint a coin than to print a bill.

    ضرب سکه از چاپ اسکناس هزینه بیشتری دارد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    She minted the coins from the precious metal.

    او سکه‌ها را از فلز گران‌بها ضرب کرد.

    verb - transitive

    (به‌ویژه عبارات و کلمات جدید) ایجاد کردن، به وجود آوردن، ساختن

    I minted a new phrase.

    عبارت جدیدی را ساختم.

    a freshly minted slogan

    شعار تازه به‌ وجود آمده

    adjective

    درست‌شده یا طعم‌دارشده با نعنا

    mint tea

    چای نعنا

    adjective

    رنگ نعنایی

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی رنگ

    مشاهده

    mint-colored dress

    لباس نعنایی‌رنگ

    adjective

    بکر، صحیح‌وسالم، دست‌نخورده، مثل روز اول، بدون خدشه

    a postage stamp in mint condition

    تمبر پستی صحیح‌وسالم

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mint

    1. noun a lot of money
      Synonyms:
      fortune million bundle pile lot wad pot heap roll packet boodle
    1. verb create, coin
      Synonyms:
      make produce invent devise construct fabricate fashion forge mold issue provide coin make up think up stamp strike cast punch monetize

    سوال‌های رایج mint

    معنی mint به فارسی چی میشه؟

    کلمه "mint" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد که به زمینه‌های مختلف بستگی دارد. در ادامه به بررسی این معانی و نکات جالب مرتبط با آن خواهیم پرداخت.

    ۱. معنی اصلی «نعناع»

    یکی از معانی رایج "mint" به گیاه نعناع اشاره دارد. نعناع یک گیاه عطرآگین است که در بسیاری از فرهنگ‌ها به عنوان ادویه یا چاشنی در غذاها و نوشیدنی‌ها استفاده می‌شود. نعناع دارای خواص دارویی نیز هست و به عنوان یک آرام‌بخش طبیعی و ضد التهاب شناخته می‌شود. همچنین، روغن نعناع در صنعت آرایشی و بهداشتی به عنوان یک عطر و خوشبوکننده استفاده می‌شود.

    ۲. معنی «سکه‌زنی» یا «ضرب سکه»

    معنی دیگری که برای "mint" وجود دارد، به عمل ضرب سکه اشاره دارد. این واژه به مکان‌هایی اطلاق می‌شود که سکه‌ها و اسکناس‌ها در آنجا تولید می‌شوند. در این زمینه، "mint" به عنوان یک نهاد دولتی یا خصوصی عمل می‌کند که مسئولیت تولید پول را بر عهده دارد. به عنوان مثال، "U.S. Mint" به نهاد تولید سکه در ایالات متحده اشاره دارد.

    ۳. معنی «تازه» یا «نو»

    کلمه "mint" همچنین به معنای تازگی و نو بودن نیز به کار می‌رود. به عنوان مثال، وقتی می‌گوییم "in mint condition" به این معناست که یک شیء در شرایط بسیار خوب و بدون آسیب است. این اصطلاح معمولاً برای توصیف کالاهای کلکسیونی یا عتیقه‌ها استفاده می‌شود.

    ۴. استفاده در صنعت تکنولوژی

    در دنیای تکنولوژی، "mint" به معنای ساخت و تولید محصولات جدید نیز به کار می‌رود. به عنوان مثال، در دنیای ارزهای دیجیتال، "minting" به معنای ایجاد و تولید سکه‌های جدید اشاره دارد. این فرآیند معمولاً با استفاده از الگوریتم‌های خاص و در بستر بلاک‌چین انجام می‌شود.

    نکات جالب درباره «mint»

    - تاریخچه: ضرب سکه به دوران باستان برمی‌گردد و از زمان‌های قدیم به عنوان یک روش برای تسهیل تجارت و تبادل کالاها استفاده می‌شده است.

    - معانی مختلف در زبان‌های دیگر: در بسیاری از زبان‌ها، معانی مشابهی برای "mint" وجود دارد که نشان‌دهنده اهمیت این گیاه و فرآیند سکه‌زنی در فرهنگ‌های مختلف است.

    - استفاده در فرهنگ عامه: نعناع به عنوان یک نماد تازگی و شادابی در ادبیات و هنر نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. عطر نعناع معمولاً با حس خوشحالی و طراوت همراه است.

    گذشته‌ی ساده mint چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده mint در زبان انگلیسی minted است.

    شکل سوم mint چی میشه؟

    شکل سوم mint در زبان انگلیسی minted است.

    شکل جمع mint چی میشه؟

    شکل جمع mint در زبان انگلیسی mints است.

    وجه وصفی حال mint چی میشه؟

    وجه وصفی حال mint در زبان انگلیسی minting است.

    سوم‌شخص مفرد mint چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد mint در زبان انگلیسی mints است.

    ارجاع به لغت mint

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «mint» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/mint

    لغات نزدیک mint

    • - minstrel show
    • - minstrelsy
    • - mint
    • - mint jelly (or sauce)
    • - mint julep
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.