گذشتهی ساده:
convergedشکل سوم:
convergedسومشخص مفرد:
convergesوجه وصفی حال:
convergingتلاقی کردن، به هم رسیدن، ملحق شدن، همگرا شدن، به یک نقطه رسیدن (خطوط، جادهها و مسیرها)
Several major transport routes converge in this region.
چندین مسیر حملونقل اصلی در این منطقه به هم میرسند.
A place where three roads converge.
محلی که در آن سه راه با هم تلاقی میکنند.
نزدیک شدن، شبیه شدن، یکراستا شدن، همگرا شدن (عقاید، علایق و نظرات)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Despite initial differences, their interests started to converge.
علیرغم تفاوتهای اولیه، علایقشان نزدیک شد.
The research findings from various studies often converge.
یافتههای تحقیقاتی از مطالعات مختلف اغلب همگرا میشوند.
In economic matters, the two leaders' ideas converged.
در مورد امور اقتصادی عقاید دو رهبر در یک راستا بود.
گرد آمدن، جمع شدن، به هم ملحق شدن (افراد)
Demonstrators converged in Tajrish square.
تظاهرکنندگان در میدان تجریش به هم ملحق شدند.
Delegates from various nations will converge for the summit.
نمایندگانی از کشورهای مختلف برای اجلاس گرد هم میآیند.
Many friends will converge at the park later.
دوستان زیادی بعداً در پارک جمع خواهند شد.
گذشتهی ساده converge در زبان انگلیسی converged است.
شکل سوم converge در زبان انگلیسی converged است.
وجه وصفی حال converge در زبان انگلیسی converging است.
سومشخص مفرد converge در زبان انگلیسی converges است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «converge» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/converge