آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ تیر ۱۴۰۵

      Birch

      bɜːrtʃ bɜːtʃ

      گذشته‌ی ساده:

      birched

      شکل سوم:

      birched

      سوم‌شخص مفرد:

      birches

      وجه وصفی حال:

      birching

      شکل جمع:

      birches

      معنی birch | جمله با birch

      noun countable

      درخت گیاه‌شناسی درخت توس، درخت غان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی درخت

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Children hung swings from the strong branch of the birch.

      بچه‌ها از شاخه‌ی محکم درخت غان تاب آویزان کردند.

      We sat under a birch to cool off during the hot afternoon.

      در بعدازظهر گرم زیر یک درخت توس نشستیم تا خنک شویم.

      noun singular

      انگلیسی بریتانیایی (the birch) ترکه (چوب نازک درخت توس که برای تنبیه استفاده می‌شد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      As punishment, the boy was made to kneel and receive the birch.

      به‌عنوان مجازات، پسر وادار شد زانو بزند و ترکه بخورد.

      The threat of the birch kept the children in line.

      تهدید به ترکه، کودکان را منظم نگه می‌داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The birch lay on the teacher's desk like a grim reminder.

      ترکه روی میز معلم مانند یک یادآور تاریک قرار داشت.

      verb - transitive

      انگلیسی بریتانیایی ترکه خوردن، فلک خوردن (زدن ترکه به‌منظور تنبیه یا مجازات شخص)

      He was given the birch for stealing from the market.

      او به‌خاطر دزدی از بازار ترکه خورد.

      During that era, petty criminals often received the birch in public.

      در آن دوران، خلاف‌کاران کوچک اغلب در اجتماع عمومی ترکه می‌خوردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The judge ordered that the offenders be given the birch as a warning.

      قاضی دستور داد که مجرمان به‌عنوان اخطار فلک بخورند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد birch

      1. noun a switch consisting of a twig or a bundle of twigs from a birch tree; used to hit people as punishment
        Synonyms:
        birch rod
      1. noun Any betulaceous tree or shrub of the genus Betula having a thin peeling bark
        Synonyms:
        birch tree
      1. adjective consisting of or made of wood of the birch tree
        Synonyms:
        birchen birken

      سوال‌های رایج birch

      گذشته‌ی ساده birch چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده birch در زبان انگلیسی birched است.

      شکل سوم birch چی میشه؟

      شکل سوم birch در زبان انگلیسی birched است.

      شکل جمع birch چی میشه؟

      شکل جمع birch در زبان انگلیسی birches است.

      وجه وصفی حال birch چی میشه؟

      وجه وصفی حال birch در زبان انگلیسی birching است.

      سوم‌شخص مفرد birch چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد birch در زبان انگلیسی birches است.

      ارجاع به لغت birch

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «birch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/birch

      لغات نزدیک birch

      • - biradial
      • - biramous
      • - birch
      • - bird
      • - bird dog
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hoot human resources planning huxley ian icefall if need be ifs and buts ill nature ill-fated immensity immense asset importance in due course in line of duty in style چغاله‌بادام چوریزو حائز حراست‌نشده پارچه‌ی موج‌دار چه حیف حشره‌شناسی سپرزدارو حضور مطلق خمیر یوفکا دل‌نشین دورودراز عاقبت عجله گریختن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.