«فست‌دیکشنری، حامیِ خيريه‌ی کودکان فرشته‌اند»
فروشگاه نیکوکاری

Bird معنی

  • American English phonetic: bɜːrd
  • British English phonetic: bɜːd
  • [Countable] پرنده، مرغ، جوجه، مرغان
    • - Most birds lay eggs.
    • - اکثر پرندگان تخم می‌گذارند.
    • - He is a rare bird.
    • - او مرد عجیب و غریبی است.
    • - I saw some rare birds there.
    • - تکه‌های خوبی در آنجا دیدم.
    مشاهده نمونه جمله بیشتر

دیکشنری و مترجم متن دو زبانه انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی

English to Persian/Farsi and Persian/Farsi to English dictionary and translator