فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fowl

faʊl faʊl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    fowls

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun verb - intransitive
    مرغ، ماکیان، پرنده، پرنده را شکار کردن
    • - wildfowl
    • - پرنده (یا پرندگان) وحشی (یا شکاری)
    • - The food consisted of vegetables, rice and various kinds of fowl.
    • - غذا شامل سبزیجات، برنج و انواع گوشت ماکیان بود.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fowl

  1. noun A domesticated gallinaceous bird thought to be descended from the red jungle fowl
    Synonyms: bird, chicken, game, poultry, barnyard fowl, pheasant, wild-fowl, capon, chick, domestic fowl, cock, duck, stewing chicken, goose, hen, rooster, turkey

ارجاع به لغت fowl

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fowl» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fowl

لغات نزدیک fowl

پیشنهاد بهبود معانی