گذشتهی ساده:
mauledشکل سوم:
mauledسومشخص مفرد:
maulsوجه وصفی حال:
maulingشکل جمع:
maulsحمله کردن، دریدن، زخمی کردن، گاز گرفتن (توسط حیوان)
During fieldwork, researchers noted that feral pigs would maul ground-nesting birds, reducing their nesting success.
در هنگام کار میدانی، پژوهشگران مشاهده کردند که خوکهای وحشی به پرندگان لانهساز زمینی حمله کرده و موفقیت لانهسازیشان را کاهش میدهند.
Campus security issued an alert after reports that a stray dog had mauled a student near the library.
امنیت دانشگاه پساز گزارشهایی مبنیبر این که سگ ولگردی یک دانشجو را در نزدیکی کتابخانه دریده است، هشداری صادر کرد.
A 2019 study cited several cases in which bears maul tourists who approached food sources improperly, highlighting the need for stricter park regulations.
یک مطالعه در ۲۰۱۹ چندین مورد را ذکر کرد که خرسها گردشگرانی را که بهطور نامناسب به منابع غذایی نزدیک میشدند، دریدهاند و این نیاز به مقررات سختگیرانهتر پارک را نشان میدهد.
The dog mauled the child.
سگ کودک را زخمی کرد.
The lion mauled his trainer.
شیر مربی خود را گاز گرفت.
The boxer mauled his opponent.
مشتباز حریف خود را زخمی کرد.
شدیداً انتقاد کردن، شدیداً مورد انتقاد قرار دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Panelists mauled the startup's business model during the pitch for lacking a clear revenue strategy.
اعضای پنل مدل کسبوکار استارتاپ را در جریان ارائه بهخاطر فقدان استراتژی درآمدی روشن شدیداً مورد انتقاد قرار دادند.
The review mauled the app's user privacy policies, prompting immediate revisions.
بازبینی سیاستهای حفظ حریم خصوصی، کاربر اپلیکیشن را شدیداً مورد انتقاد قرار داد و منجر به اصلاحات فوری شد.
In the essay, the government’s environmental policy was mauled by scholars for lacking empirical support.
در مقاله، سیاست زیستمحیطی دولت بهخاطر کمبود شواهد تجربی توسط دانشمندان شدیداً مورد انتقاد قرار گرفت.
ورزش (راگبی) درگیری ایستاده (دستهای از بازیکنان که دور بازیکنی که توپ دارد، جمع شدهاند)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
In the lecture, the coach described how players must bind correctly during a maul to maintain stability and avoid penalties.
در سخنرانی، مربی توضیح داد که بازیکنان باید هنگام درگیری ایستاده بهدرستی ارتباط برقرار کنند تا پایداری حفظ شده و از دریافت پنالتی جلوگیری شود.
The workplace health report compared techniques for safely entering a maul to reduce collision-related injuries among amateur players.
گزارش سلامت محیط کار روشهایی برای ورود ایمن به یک درگیری ایستاده را مقایسه کرد تا صدمات ناشی از برخورد در میان بازیکنان غیرحرفهای کاهش یابد.
چکش چوبی، گرز، پتک، تخماق، چماق
In the forestry lecture, the professor illustrated the technique of using a heavy maul to drive wedges into oak logs during seasonal processing.
در سخنرانی جنگلداری، استاد تکنیک استفاده از چکش چوبی سنگین برای کوبیدن گُوِهها به تنههای بلوط در فرآوری فصلی را نشان داد.
The museum's exhibit included a 19th-century maul once used by shipwrights to fit heavy planks.
نمایشگاه موزه شامل یک پتک قرن نوزدهمی بود که زمانی توسط کشتیسازان برای جاگذاری تختههای سنگین استفاده میشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «maul» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/maul