آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Plow

      plaʊ plaʊ

      گذشته‌ی ساده:

      plowed

      شکل سوم:

      plowed

      سوم‌شخص مفرد:

      plows

      وجه وصفی حال:

      plowing

      شکل جمع:

      plows

      توضیحات:

      حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی plough است.

      معنی plow | جمله با plow

      noun countable

      خیش، گاوآهن، شخم

      The truck plowed through people.

      کامیون مردم را درو کرد.

      The city was plowed under.

      شهر با خاک یکسان شد.

      verb - transitive

      شخم کردن، شخم زدن، شیار کردن، خیش زدن، خیش کشیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      She ran across the plow.

      او در راستای زمین شخم زده دوید.

      to plow a field

      کشتزاری را شخم زدن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      My car left the road and plowed through a snow bank.

      ماشینم از جاده خارج شد و شخم‌‌وار وارد توده‌ای از برف شد.

      verb - transitive

      برف روفتن

      They plowed the snow off roads.

      آن‌ها برف جاده‌ها را پاک کردند.

      verb - transitive

      (معمولا با: into) واردکردن (پول) برای سرمایه‌گذاری،به کار گرفتن (پول) برای سرمایه‌، سرمایه گذاری کردن، خرج کردن

      She plowed all her savings into the stock market.

      او همه‌ی اندوخته‌های خود را در بورس سهام به کار انداخت.

      verb - intransitive

      با سختی جلو رفتن

      She kept plowing ahead in spite of the difficulties.

      باوجود مشکلات به‌سختی به راه خود ادامه داد.

      I plowed my way through thick weeds.

      با زحمت از میان انبوه علف‌ها رد شدم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Oil tankers plowed across the ocean.

      کشتی‌های نفتکش با تلاش اقیانوس را طی کردند.

      verb - intransitive

      (با دستگاه) برف‌روبی کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد plow

      1. verb dig up ground for cultivation
        Synonyms:
        till cultivate farm turn break harvest rake break ground trench furrow harrow turn over push ridge reap shove list bulldoze smash rush
        Antonyms:
        fill

      Phrasal verbs

      plow back

      سود کاری را به همان کار زدن، سود مرکب کردن

      plow into something

      محکم خوردن به چیزی، سخت تصادف کردن

      plow under

      ناپدید ساختن، به خاک سپردن

      plow up

      1- (کاملاً) شخم زدن 2- (با خیش) کندن یا در آوردن

      Collocations

      under the plow

      (انگلیس) زمین زیر کشت (در مقابل زمین چرا: pasture)

      Idioms

      plow a lonely furrow

      بی یاور کار کردن، تنها زحمت کشیدن

      سوال‌های رایج plow

      گذشته‌ی ساده plow چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده plow در زبان انگلیسی plowed است.

      شکل سوم plow چی میشه؟

      شکل سوم plow در زبان انگلیسی plowed است.

      شکل جمع plow چی میشه؟

      شکل جمع plow در زبان انگلیسی plows است.

      وجه وصفی حال plow چی میشه؟

      وجه وصفی حال plow در زبان انگلیسی plowing است.

      سوم‌شخص مفرد plow چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد plow در زبان انگلیسی plows است.

      ارجاع به لغت plow

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «plow» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/plow

      لغات نزدیک plow

      • - ploughshare
      • - plover
      • - plow
      • - plow a lonely furrow
      • - plow back
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.