آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ شهریور ۱۴۰۴

    Excitatory

    American: ɪkˈsaɪtətɔːriː British: ekˈsaɪtətərɪ

    معنی excitatory

    adjective

    (excitative) شور‌انگیز، انگیزگر، انگیزگرانه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد excitatory

    1. adjective (of drugs e.g.) able to excite or stimulate
      Synonyms:
      excitant excitative

    سوال‌های رایج excitatory

    معنی excitatory به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «excitatory» در زبان فارسی به «تحریک‌کننده» یا «برانگیزاننده» ترجمه می‌شود.

    این واژه بیشتر در علوم زیستی، پزشکی و عصب‌شناسی کاربرد دارد و به فرآیندها، سلول‌ها یا مواد شیمیایی اشاره می‌کند که باعث افزایش فعالیت یا تحریک در سیستم عصبی و دیگر بخش‌های بدن می‌شوند. هنگامی که یک محرک excitatory بر نورون‌ها اثر می‌گذارد، احتمال ایجاد پیام عصبی یا پتانسیل عمل در آن‌ها بیشتر می‌شود. از همین رو، این واژه جایگاهی مهم در توصیف کارکرد مغز و سیستم عصبی دارد.

    از دیدگاه عصب‌شناسی، محرک‌های excitatory معمولاً به انتقال‌دهنده‌های عصبی یا همان neurotransmitters مرتبط می‌شوند. برای مثال، گلوتامات (glutamate) یکی از مهم‌ترین انتقال‌دهنده‌های عصبی excitatory در مغز انسان است. زمانی که این ماده به گیرنده‌های عصبی متصل می‌شود، باعث ورود یون‌ها و در نتیجه ایجاد تغییرات الکتریکی در سلول‌های عصبی می‌گردد که نهایتاً به ارسال پیام عصبی منجر می‌شود. این فرآیند برای عملکردهای اساسی مانند یادگیری، حافظه، توجه و حتی حرکت حیاتی است.

    از نظر کاربرد علمی، واژه‌ی excitatory اغلب در مقابل «inhibitory» یا «مهارکننده» قرار می‌گیرد. نورون‌های excitatory فعالیت‌های عصبی را افزایش می‌دهند، در حالی که نورون‌های inhibitory برعکس عمل کرده و از فعالیت بیش از حد جلوگیری می‌کنند. این تعادل میان فرآیندهای تحریک‌کننده و مهارکننده برای سلامت و پایداری مغز ضروری است. اگر این تعادل به هم بخورد، اختلالاتی چون صرع، اضطراب یا حتی برخی بیماری‌های تحلیل‌برنده‌ی عصبی می‌توانند رخ دهند.

    از دیدگاه بالینی و پزشکی، شناخت مکانیزم‌های excitatory اهمیت زیادی دارد. برای مثال، برخی داروها و درمان‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که اثرات تحریک‌کننده‌ی خاصی در مغز یا بدن ایجاد کنند. داروهایی که باعث افزایش فعالیت انتقال‌دهنده‌های excitatory می‌شوند، می‌توانند در بهبود افسردگی یا اختلالات شناختی مؤثر باشند. در عین حال، داروهایی که فعالیت بیش از حد excitatory را کاهش می‌دهند، در درمان صرع یا آسیب‌های عصبی به کار می‌روند. بنابراین، این واژه تنها یک اصطلاح نظری نیست، بلکه نقشی اساسی در فهم و درمان بیماری‌ها دارد.

    از منظر گسترده‌تر، مفهوم excitatory تنها به علوم اعصاب محدود نمی‌شود. در روان‌شناسی و فیزیولوژی عمومی، هر عامل excitatory به هر چیزی اطلاق می‌شود که باعث افزایش برانگیختگی یا واکنش در یک سیستم زنده شود. برای مثال، یک محرک حسی قوی مثل نور شدید یا صدای بلند می‌تواند excitatory باشد و پاسخ‌های سریع‌تری را در بدن ایجاد کند. این نشان می‌دهد که واژه‌ی excitatory در عین تخصصی بودن، کاربردی گسترده در توضیح رفتار و واکنش‌های زیستی موجودات زنده دارد.

    ارجاع به لغت excitatory

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «excitatory» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/excitatory

    لغات نزدیک excitatory

    • - excitation
    • - excitative
    • - excitatory
    • - excite
    • - excite speculation
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.