آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ خرداد ۱۴۰۴

      Caught

      kɒːt kɔːt

      مصدر:

      catch

      شکل سوم:

      caught

      سوم‌شخص مفرد:

      catches

      وجه وصفی حال:

      catching

      معنی caught

      adverb

      زمان گذشته ساده فعل Catch

      adverb

      قسمت سوم فعل Catch

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد caught

      1. adjective taken
        Synonyms:
        captured seized arrested under arrest entangled

      Idioms

      wouldn't be caught dead

      عمراً کاری را انجام دادن، هیچ علاقه‌ای نداشتن به انجام کاری، تحت‌ هیچ‌ شرایطی حاضر به انجام کاری نبودن، به‌هیچ‌عنوان انجام ندادن

      سوال‌های رایج caught

      معنی caught به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «caught» در زبان فارسی به «گرفت»، «اسیر شد» یا «دستگیر شد» ترجمه می‌شود و شکل گذشته و گذشته‌ی نقلی (past and past participle) فعل «catch» است.

      فعل «catch» به معنای گرفتن، دست گرفتن یا به دام انداختن چیزی یا کسی است. این فعل کاربردهای گسترده‌ای دارد و «caught» نشان‌دهنده انجام این عمل در گذشته است. مثلاً وقتی می‌گوییم «He caught the ball» یعنی «او توپ را گرفت». همچنین این فعل می‌تواند به معنی دستگیر کردن کسی در زمینه‌های قانونی یا گرفتار شدن در شرایط خاص باشد.

      از لحاظ کاربرد، «caught» در جملات مختلف معانی متفاوتی دارد. مثلاً در زمینه‌ی ورزشی، به معنی گرفتن توپ یا مهار کردن حریف است. در زندگی روزمره، ممکن است به معنی گیر افتادن در موقعیت یا شرایط خاصی باشد، مثلاً «caught in the rain» یعنی «زیر باران گرفتار شدن». همچنین، در مفهوم دستگیری توسط پلیس یا نیروهای انتظامی نیز به کار می‌رود.

      علاوه بر این، «caught» می‌تواند به معنای درک یا فهمیدن ناگهانی چیزی باشد. مثلاً در جمله «I caught what you said» یعنی «متوجه شدم چه گفتی». این کاربرد بیشتر به معنای فهم سریع یا متوجه شدن به صورت لحظه‌ای است.

      در ادبیات و مکالمات روزمره، «caught» معمولاً بار معنایی قوی و گاهی هیجانی دارد، زیرا معمولاً به موقعیت‌هایی اشاره می‌کند که در آن شخص یا چیز خاصی بدون اختیار یا به صورت ناگهانی در وضعیتی قرار می‌گیرد. این می‌تواند از دست دادن آزادی، گرفتار شدن یا حتی کشف یک راز باشد.

      «caught» شکلی از فعل است که بیانگر انجام عملی در گذشته است و بسته به زمینه، می‌تواند معانی مختلفی از گرفتن فیزیکی، دستگیری، گرفتار شدن یا فهمیدن ناگهانی داشته باشد. کاربرد دقیق آن به موقعیت و جمله بستگی دارد و یکی از فعل‌های پرکاربرد و چندمنظوره در زبان انگلیسی است.

      شکل سوم caught چی میشه؟

      شکل سوم caught در زبان انگلیسی caught است.

      وجه وصفی حال caught چی میشه؟

      وجه وصفی حال caught در زبان انگلیسی catching است.

      سوم‌شخص مفرد caught چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد caught در زبان انگلیسی catches است.

      ارجاع به لغت caught

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «caught» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/caught

      لغات نزدیک caught

      • - caudillo
      • - caudle
      • - caught
      • - caught in the crossfire
      • - caul
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.