آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Opportune

ˌɑːpərˈtuːn ˈɒpətjuːn

معنی opportune | جمله با opportune

adjective

بجا، به‌موقع، به ‌هنگام، درخور، مناسب

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

He declared his candidacy at a most opportune moment.

او در لحظه‌ی بسیار مناسبی نامزدی (انتخاباتی) خود را اعلام کرد.

his opportune words

سخنان ‌به‌موقع او

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد opportune

ارجاع به لغت opportune

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «opportune» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/opportune

لغات نزدیک opportune

پیشنهاد بهبود معانی