با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Lucky

ˈlʌki ˈlʌki
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    luckier
  • صفت عالی:

    luckiest
  • noun adjective
    خوش‌اقبال، بختیار، خوش‌یمن، خوش‌قدم
    • - He is a lucky man.
    • - او مرد خوش‌شانسی است.
    • - This is my lucky sign.
    • - این علامت برای من آمد دارد.
    • - a lucky bead
    • - مهره‌ی شگون‌دار
    • - a lucky change
    • - دگرگونی موفقیت‌آمیز
    • - a lucky escape from certain death
    • - فرار نیک‌بختانه از مرگ حتمی
    • - You were lucky not to get arrested.
    • - شانس آوردی که بازداشت نشدی.
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد lucky

  1. adjective fortunate, opportune
    Synonyms: advantageous, adventitious, all systems go, auspicious, beneficial, benign, blessed, charmed, coming up roses, everything going, favored, felicitous, fortuitous, getting a break, golden, happy, hit it big, holding aces, hopeful, hot, in the groove, into something, on a roll, on a streak, promising, propitious, prosperous, providential, serendipitous, striking it rich, successful, timely, well
    Antonyms: bad, inopportune, unfortunate, unlucky, unpropitious, unsuccessful

Collocations

  • be lucky to

    خوش اقبال بودن در، شانس آوردن

لغات هم‌خانواده lucky

ارجاع به لغت lucky

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «lucky» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/lucky

لغات نزدیک lucky

پیشنهاد و بهبود معانی