آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ مرداد ۱۴۰۴

      Luckily

      ˈlʌkəli ˈlʌkəli

      معنی luckily | جمله با luckily

      adverb B1

      خوشبختانه، از شانس خوب

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      Luckily the museum was not damaged by the earthquake.

      خوشبختانه موزه در اثر زلزله آسیب ندید.

      Luckily I didn't hurt myself when I fell.

      خوشبختانه وقتی افتادم صدمه‌ای ندیدم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد luckily

      1. adverb happily
        Synonyms:
        fortunately opportunely favorably propitiously providentially fortuitously by chance
        Antonyms:
        unhappily unluckily

      لغات هم‌خانواده luckily

      noun
      luck
      adjective
      lucky, luckless
      adverb
      luckily

      سوال‌های رایج luckily

      معنی luckily به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «luckily» در زبان فارسی به «خوشبختانه» یا «به‌طور خوشایند» ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی «luckily» برای بیان این موضوع به کار می‌رود که یک اتفاق مثبت یا نتیجه‌ی خوشایند به صورت غیرمنتظره یا خوش‌شانس رخ داده است. این واژه معمولاً برای تأکید بر شانس، تصادف خوشایند یا پیشامدی که از بروز مشکل یا ضرر جلوگیری کرده، استفاده می‌شود. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «Luckily, no one was hurt in the accident»، منظور این است که خوشبختانه هیچ‌کس در حادثه آسیب ندیده است و وضعیت به‌طور خوشایند به پایان رسیده است.

      در متون ادبی و نوشتاری، «luckily» می‌تواند بار احساسی و داستانی نیز داشته باشد. نویسندگان از آن برای ایجاد لحظه‌ای مثبت در داستان، کاهش تنش یا نمایش تاثیر شانس بر زندگی شخصیت‌ها استفاده می‌کنند. این کاربرد باعث می‌شود خواننده احساس آرامش، امید یا رضایت از نتیجه‌ی خوشایند داشته باشد و اهمیت لحظه‌ی خوش‌شانس را درک کند.

      از نظر روانشناسی، استفاده از «luckily» نشان‌دهنده‌ی نگاه مثبت و تمرکز بر جنبه‌های خوشایند زندگی است. وقتی فردی یک رخداد خوش‌شانس را با «luckily» بیان می‌کند، ذهن او به سمت جنبه‌های مثبت و تجربه‌ی شانس هدایت می‌شود و این امر می‌تواند حس رضایت و شکرگزاری ایجاد کند. این واژه به نوعی ابزار شناختی برای تمرکز بر اتفاقات خوشایند و کاهش استرس محسوب می‌شود.

      در گفتگوهای روزمره، «luckily» به طور معمول برای توصیف وقایع پیش‌بینی‌نشده‌ای به کار می‌رود که نتیجه‌ی خوشایندی داشته‌اند. این واژه به سادگی نشان می‌دهد که وضعیت تحت کنترل یا برنامه‌ریزی دقیق نبوده، اما خوش‌شانسانه نتیجه‌ی مطلوب به دست آمده است. کاربرد این واژه در مکالمه باعث زنده‌تر شدن روایت و انتقال احساس راحتی یا رضایت می‌شود.

      «luckily» واژه‌ای قدرتمند برای بیان خوش‌شانسی، اتفاقات مثبت و نتایج خوشایند است. این واژه توانایی انتقال حس امید، آرامش و رضایت از شرایط غیرمنتظره را دارد و در ادبیات، مکالمات روزمره و متون داستانی کاربرد گسترده‌ای دارد. استفاده از آن به مخاطب کمک می‌کند تا لحظه‌های مثبت و خوش‌شانس زندگی را بهتر درک و تجربه کند.

      ارجاع به لغت luckily

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «luckily» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/luckily

      لغات نزدیک luckily

      • - luck
      • - luck out
      • - luckily
      • - luckless
      • - lucknow
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.