آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

    Immaculate

    ɪˈmækjələt ɪˈmækjələt

    صفت تفضیلی:

    more immaculate

    صفت عالی:

    most immaculate

    معنی immaculate | جمله با immaculate

    adjective

    کاملاً تمیز، تروتمیز، بدون لکه، پاک

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    The nurses' uniforms were immaculate.

    روپوش پرستاران تمیز بود.

    The house was immaculate, with not a speck of dust in sight.

    خانه کاملاً تمیز بود و ذره‌ای گرد‌وغبار در آن دیده نمی‌شد.

    adjective

    بی‌عیب، بی‌نقص، بی‌عیب‌ونقص، بی‌کاستی، بی‌اشتباه، عالی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    His English is immaculate.

    انگلیسی او نقص ندارد.

    Her handwriting was immaculate.

    دست‌خطش بی‌نقص بود.

    adjective

    پاک، بی‌آلایش، بی‌گناه، معصوم

    Her heart is immaculate.

    قلبش پاک است.

    His immaculate behavior made him a trusted leader in the community.

    رفتار بی‌آلایشش او را به رهبری قابل اعتماد در جامعه تبدیل کرد.

    adjective

    جانورشناسی گیاه‌شناسی بدون علامت، بدون لک، بدون خال

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

    مشاهده

    The white lilies in the garden were immaculate.

    نیلوفرهای سفید در باغ بدون لک بودند.

    The leopard's fur was immaculate.

    خز پلنگ بدون علامت بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد immaculate

    1. adjective innocent, uncorrupted
      Synonyms:
      pure clean virtuous guiltless perfect faultless flawless decent modest spotless sinless incorrupt unchaste stainless unblemished untarnished uncorrupted undefiled uncontaminated unpolluted above reproach unsullied
      Antonyms:
      corrupt immoral impure sinful defiled

    سوال‌های رایج immaculate

    صفت تفضیلی immaculate چی میشه؟

    صفت تفضیلی immaculate در زبان انگلیسی more immaculate است.

    صفت عالی immaculate چی میشه؟

    صفت عالی immaculate در زبان انگلیسی most immaculate است.

    ارجاع به لغت immaculate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «immaculate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/immaculate

    لغات نزدیک immaculate

    • - imitator
    • - immaculacy
    • - immaculate
    • - immaculate conception
    • - immaculately
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.