آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ دی ۱۴۰۳

      Imitator

      ˈɪməˌtetər ˈɪmɪteɪtə

      شکل جمع:

      imitators

      معنی imitator | جمله با imitator

      noun plural countable

      مقلد، پیرو، تقلیدگر، تقلیدکننده (شخص یا چیزی که رفتار، ویژگی‌ها یا الگوهای دیگران را تقلید می‌کند، به‌طوری‌که شبیه به آن‌ها به نظر برسد)

      True innovators outshine their imitators in the long run.

      مبتکران واقعی در درازمدت از مقلدان خود پیشی می‌گیرند.

      Many people see her as an imitator, not a true creator.

      بسیاری از مردم او را به‌عنوان فردی مقلد می‌بینند، نه خالقی واقعی.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The difference between Mark and his countless imitators is the originality of his writings.

      وجه تمایز مارک و مقلدان بی‌شمارش در اصالت نوشته‌های اوست.

      noun countable

      تقلیدکننده، مقلد (فردی که به‌گونه‌ای طنازانه صدا و رفتار دیگران را تقلید می‌کند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      She was a skilled imitator, able to mimic celebrity voices perfectly.

      او مقلد ماهری بود که می‌توانست صدای افراد مشهور را به‌خوبی تقلید کند.

      The imitator gained popularity for his uncanny ability to mimic voices.

      این تقلیدکننده به‌دلیل توانایی عجیبش در تقلید صداها محبوبیت پیدا کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد imitator

      1. noun one who mindlessly imitates another
        Synonyms:
        follower copycat copy-cat copier mimic ape parrot emulator echo impersonator mime aper pretender forger copyist plagiarist counterfeiter

      سوال‌های رایج imitator

      شکل جمع imitator چی میشه؟

      شکل جمع imitator در زبان انگلیسی imitators است.

      ارجاع به لغت imitator

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «imitator» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/imitator

      لغات نزدیک imitator

      • - imitative
      • - imitative word
      • - imitator
      • - immaculacy
      • - immaculate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.