گذشتهی ساده:
corruptedشکل سوم:
corruptedسومشخص مفرد:
corruptsوجه وصفی حال:
corruptingصفت تفضیلی:
more corruptصفت عالی:
most corruptفاسد، مفسد، تبهکار، بدکار، خرابکار (سوءاستفادهگر برای پول)
The corrupt official took bribes.
مقام مفسد رشوه میگرفت.
corrupt politicians
سیاستمداران فاسد
Many people refused to support the corrupt leader.
بسیاری از مردم از حمایت از رهبر مفسد امتناع کردند.
فاسد، مفسد، هرزه، زشت (ازنظر اخلاقی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
This corrupt and oppressive regime will fall.
این رژیم فاسد و سرکوبگر سقوط خواهد کرد.
corrupt practices
اعمال زشت
His morals are corrupt, and he lies constantly.
اخلاق او فاسد است و مدام دروغ میگوید.
کامپیوتر خراب (دادههای کامپیوتری)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
Don't delete that file; the corrupt file might hold recoverable data.
آن فایل را حذف نکن؛ فایل خراب ممکن است دادههای قابل بازیابی داشته باشد.
The program flagged a corrupt file during the scan.
برنامه هنگام اسکن یک فایل خراب را علامت زد.
This tool can fix most corrupt files automatically.
این ابزار میتواند بیشتر فایلهای خراب را بهطور خودکار تعمیر کند.
خراب کردن، فاسد کردن، گمراه کردن (ازنظر اخلاقی)
Power and wealth have corrupted him.
قدرت و ثروت او را فاسد کرده است.
Socrates was accused of having corrupted the youth of Athens.
سقراط متهم بود که جوانان آتن را گمراه کرده است.
Years of power had corrupted him.
سالها قدرت او را فاسد کرده بود.
کامپیوتر دچار خرابی شدن، خراب شدن (دادههای کامپیوتری)
The file became corrupt after the crash.
پساز کرش، فایل دچار خرابی شد.
The database became corrupt after the update.
پایگاه داده پساز بهروزرسانی، دچار خرابی شد.
گذشتهی ساده corrupt در زبان انگلیسی corrupted است.
شکل سوم corrupt در زبان انگلیسی corrupted است.
وجه وصفی حال corrupt در زبان انگلیسی corrupting است.
سومشخص مفرد corrupt در زبان انگلیسی corrupts است.
صفت تفضیلی corrupt در زبان انگلیسی more corrupt است.
صفت عالی corrupt در زبان انگلیسی most corrupt است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «corrupt» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/corrupt