به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Faithless

ˈfeɪθləs ˈfeɪθləs
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

  • adjective
    بی‌وفا، بی‌ایمان
    • - a faithless spouse
    • - همسر خیانتکار
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد faithless

  1. adjective disloyal
    Synonyms: capricious, changeable, changeful, cheating, deceitful, dishonest, double-crossing, double-dealing, doubting, dubious, false, fickle, fluctuating, inconstant, perfidious, recreant, skeptical, traitorous, treacherous, two-faced, two-timing, unbelieving, unconverted, unfaithful, unloyal, unreliable, unstable, untrue, untrustworthy, untruthful, wavering
    Antonyms: believing, faithful, constant, loyal, reliable, true

لغات هم‌خانواده faithless

ارجاع به لغت faithless

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «faithless» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/faithless

لغات نزدیک faithless

پیشنهاد بهبود معانی