آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

      Contaminate

      kənˈtæməneɪt kənˈtæməneɪt

      گذشته‌ی ساده:

      contaminated

      شکل سوم:

      contaminated

      سوم‌شخص مفرد:

      contaminates

      وجه وصفی حال:

      contaminating

      معنی contaminate | جمله با contaminate

      verb - transitive B2

      آلوده کردن، ناپاک کردن، آلودن، سمی کردن، ‫لکه‌دار کردن، فاسد کردن، عفونی کردن‬

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Industrial runoff can contaminate river systems, reducing water quality and harming aquatic ecosystems.

      روان‌آب صنعتی می‌تواند رودخانه‌ها را آلوده کند، کیفیت آب را پایین بیاورد و به زیست‌بوم‌های آبزی آسیب برساند.

      Improper waste management practices contaminate urban soil, making it unsuitable for agriculture.

      روش‌های نادرست مدیریت پسماند خاک شهری را آلوده می‌کنند و آن را برای کشاورزی نامناسب می‌سازند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The researcher explained how airborne particulates can contaminate indoor air, thereby reducing the overall air quality in historic buildings.

      پژوهشگر توضیح داد که چگونه ذرات معلق هوا می‌توانند هوای داخل ساختمان را ناپاک کنند و از این طریق کیفیت هوای کلی در ساختمان‌های تاریخی را کاهش دهند.

      Car fumes contaminate the air.

      دود ماشین هوا را آلوده می‌کند.

      contaminated water

      آب آلوده

      verb - transitive

      ‫کیفیت چیزی را پایین آوردن، ناخالص کردن‬

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Using low-grade pigments will contaminate the paint and reduce its durability.

      استفاده از پیگمنت‌های درجه‌ی پایین، کیفیت رنگ را پایین آورده و دوام آن را کاهش می‌دهد.

      Urban industrial growth often contaminates surrounding soil, which affects crop yields and public health.

      رشد صنعتی شهری اغلب خاک اطراف را ناخالص می‌کند که بر عملکرد محصولات کشاورزی و سلامت عمومی تأثیر می‌گذارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد contaminate

      1. verb adulterate
        Synonyms:
        dirty spoil corrupt pollute taint harm injure debase vitiate infect defile soil stain tarnish pervert poison alloy befoul deprave desecrate profane debauch muck up radioactivate
        Antonyms:
        clean purify heal cure sterilize

      سوال‌های رایج contaminate

      گذشته‌ی ساده contaminate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده contaminate در زبان انگلیسی contaminated است.

      شکل سوم contaminate چی میشه؟

      شکل سوم contaminate در زبان انگلیسی contaminated است.

      وجه وصفی حال contaminate چی میشه؟

      وجه وصفی حال contaminate در زبان انگلیسی contaminating است.

      سوم‌شخص مفرد contaminate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد contaminate در زبان انگلیسی contaminates است.

      ارجاع به لغت contaminate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «contaminate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/contaminate

      لغات نزدیک contaminate

      • - containment
      • - contaminant
      • - contaminate
      • - contamination
      • - contd
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت effect و affect چیست؟

      تفاوت effect و affect چیست؟

      تفاوت error و mistake چیست؟

      تفاوت error و mistake چیست؟

      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت tell و say چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gremlin groggy H-bomb hand-me-down head over heels healthcare motor onto riposte back kompromat dull relieve pencil sharpener pencil case ثنایا ثوب خوش آمدید ذنبی ذوحیات ریزجراحی علک عصاره کیمچی کیهان‌شناسی گوشت بز مالکیت عمومی منجر شدن ملحق شدن مقل
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.