آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Harm

    hɑːrm hɑːm

    گذشته‌ی ساده:

    harmed

    شکل سوم:

    harmed

    سوم‌شخص مفرد:

    harms

    وجه وصفی حال:

    harming

    شکل جمع:

    harms

    معنی harm | جمله با harm

    noun uncountable B2

    آسیب، صدمه، اذیت، زیان، ضرر، خسارت، گزند

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    Seat belts protect passengers from harm.

    کمربند ایمنی مسافران را از آسیب حفظ می‌کند.

    He did not fear physical harm.

    او از گزند جسمانی پروایی نداشت.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Much harm has been done to the environment.

    آسیب زیادی به محیط زیست وارد آمده است.

    verb - transitive uncountable

    آسیب رساندن (به)، صدمه زدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    Smoking harms one's health.

    سیگار کشیدن به سلامتی آسیب می‌رساند.

    The untimely frost harmed the crops.

    یخبندان نابه‌هنگام به محصولات صدمه زد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The thieves robbed us but did not harm us.

    دزدان ما را چاپیدند؛ ولی به خودمان کاری نداشتند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد harm

    1. noun injury, evil
      Synonyms:
      damage hurt ill loss prejudice wrong abuse detriment impairment violence mischief misfortune sin evil disservice misuse outrage ruin vandalism vice immorality iniquity wickedness banefulness infliction marring perniciousness ruination sinfulness wear and tear deleteriousness foul play noxiousness ravage sabotage
      Antonyms:
      advantage benefit good pleasure blessing
    1. verb injure; cause evil
      Synonyms:
      hurt damage impair wound mar ruin abuse wrong prejudice spoil blemish cripple maim mangle vitiate undermine wreck bruise crush molest tarnish sabotage shock tweak outrage wing trample misuse maltreat shatter scathe sap total vandalize dilapidate incommode inconvenience get stab nick traumatize disserve put down mess up louse up dump on muck up discommode do violence to mutilate wrench zing
      Antonyms:
      help aid improve benefit fix mend care

    Collocations

    come to harm

    آسیب دیدن، صدمه خوردن، گزند خوردن

    come to no harm

    آسیب ندیدن، صدمه نخوردن، گزند نخوردن

    do harm to

    آسیب رساندن به، گزند زدن به

    out of harm's way

    1- در امان، دور از خطر، مصون 2- بی‌زیان

    there is no harm in it

    ضرری ندارد، بی‌زیان است، چرا نه

    Idioms

    no harm done!

    (عامیانه) چیزی نشده، عیبی نداره

    لغات هم‌خانواده harm

    noun
    harm, harmlessness
    adjective
    unharmed, harmful
    verb - transitive
    harm
    adverb
    harmlessly

    سوال‌های رایج harm

    گذشته‌ی ساده harm چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده harm در زبان انگلیسی harmed است.

    شکل سوم harm چی میشه؟

    شکل سوم harm در زبان انگلیسی harmed است.

    شکل جمع harm چی میشه؟

    شکل جمع harm در زبان انگلیسی harms است.

    وجه وصفی حال harm چی میشه؟

    وجه وصفی حال harm در زبان انگلیسی harming است.

    سوم‌شخص مفرد harm چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد harm در زبان انگلیسی harms است.

    ارجاع به لغت harm

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «harm» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/harm

    لغات نزدیک harm

    • - harlot
    • - harlotry
    • - harm
    • - harmattan
    • - harmed
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.