آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Bruise

      bruːz bruːz

      گذشته‌ی ساده:

      bruised

      شکل سوم:

      bruised

      سوم‌شخص مفرد:

      bruises

      وجه وصفی حال:

      bruising

      شکل جمع:

      bruises

      معنی bruise | جمله با bruise

      noun adverb countable B2

      کوبیدن، کبود کردن، زدن، ساییدن، کبودشدن، ضربه‌دیدن، کوفته شدن، کبودشدگی، تباره

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Your bruises will be painful for one to two weeks.

      کوفتگی‌های شما تا یکی دو هفته دردناک خواهد بود.

      Tomatoes readily bruise unless carefully packaged.

      گوجه‌فرنگی اگر با دقت بسته‌بندی نشود زود صدمه می‌بیند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Sherry bruises easily.

      (پوست) شری زود کبود می‌شود.

      He is deeply bruised by recent events.

      رویدادهای اخیر او را سخت آزرده است.

      a bruising experience

      تجربه‌ای طاقت‌فرسا

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bruise

      1. noun black and blue mark under skin
        Synonyms:
        mark injury wound blemish discoloration swelling contusion black eye boo-boo black mark wale mouse
      1. verb break blood vessel; discolor
        Synonyms:
        injure damage wound mark blemish mar beat blacken black batter crush pound contuse bang up bung up deface do a number on pulverize zing

      Collocations

      bruised fruits

      میوه‌های آبگز، میوه‌های آفت‌زده (دارای لکه‌ی پوسیدگی)

      cuts and bruises

      زخم و کوفتگی، زخم و زیلی

      سوال‌های رایج bruise

      گذشته‌ی ساده bruise چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bruise در زبان انگلیسی bruised است.

      شکل سوم bruise چی میشه؟

      شکل سوم bruise در زبان انگلیسی bruised است.

      شکل جمع bruise چی میشه؟

      شکل جمع bruise در زبان انگلیسی bruises است.

      وجه وصفی حال bruise چی میشه؟

      وجه وصفی حال bruise در زبان انگلیسی bruising است.

      سوم‌شخص مفرد bruise چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bruise در زبان انگلیسی bruises است.

      ارجاع به لغت bruise

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bruise» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bruise

      لغات نزدیک bruise

      • - bruegel or brueghel
      • - bruin
      • - bruise
      • - bruised fruits
      • - bruiser
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.