Unimpeachable

ˌʌnɪmˈpiːtʃəbl ˌʌnɪmˈpiːtʃəbl
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

غیرقابل‌سرزنش، بری از اتهام

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد unimpeachable

  1. adjective without guile
    Synonyms:
    faultless like Caesar's wife
  1. adjective completely acceptable; not open to exception or reproach
    Synonyms:
    clean pure blameless faultless immaculate unblemished unquestionable irreproachable impeccable stainless spotless unassailable untainted unexceptionable inculpable

ارجاع به لغت unimpeachable

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unimpeachable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unimpeachable

لغات نزدیک unimpeachable

پیشنهاد بهبود معانی