آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

    Fare

    fer feə

    شکل جمع:

    fares

    معنی fare | جمله با fare

    noun B1

    کرایه، کرایه مسافر، مسافر کرایه‌ای، خوراک

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    The fare is cheaper on Saturdays and Sundays.

    کرایه روزهای شنبه و یکشنبه ارزان‌تر است.

    Some taxi drivers charge an unfair fare when they see one is in hurry.

    بعضی از رانندگان تاكسی وقتی می‌بینند كسی عجله دارد كرایه‌ی غیرمنصفانه‌ای می‌گیرند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The prisoners fared plainly: bread and cheese.

    زندانیان خوراک ساده می‌خوردند: نان و پنیر.

    What is the bus fare to Isfahan?

    کرایه‌ی اتوبوس تا اصفهان چقدر است؟

    Our fare consisted of bread and onions.

    خوراک ما عبارت‌‌بود‌از: نان و پیاز.

    How did it fare with him?

    چه به سرش آمد؟

    How are the lambs faring?

    گوسفندان چطورند؟

    the fare in this restaurant

    خوراک این رستوران

    verb - intransitive

    گذراندن، گذران کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    He fared into the marshes.

    به مرداب‌ها می‌رفت.

    He fared well on his trip.

    سفرش خوب انجام شد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fare

    1. noun amount charged for transportation
      Synonyms:
      price charge toll expense tariff ticket passage check token book slug
    1. noun food served at meals
      Synonyms:
      food meals eatables eats edibles sustenance provision rations diet table commons victuals slop swill menu
    1. verb get along; turn out
      Synonyms:
      do go pass get on manage handle advance proceed happen progress prove turn out get by make out journey make headway prosper shift hie stagger muddle through

    سوال‌های رایج fare

    شکل جمع fare چی میشه؟

    شکل جمع fare در زبان انگلیسی fares است.

    ارجاع به لغت fare

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «fare» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fare

    لغات نزدیک fare

    • - fard
    • - fardel
    • - fare
    • - fare rises
    • - fare-thee-well
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.